داستان یک عکس

طرح ایمنی و سلامت مسافرین نوروزی

باران میبارید و هوا سرد بود او یک جوان ناشناس در لباسی آشنا به چشم هر رهگذر
سرما را ب جان خریده بود و از همهمه مهمانان ب ازدحام جادها و غرش ابرها پناه اورده بود
دستانش سرد بود و در دلش آتش نوع دوستی،زبانه میکشید
به لبخندان خدا لبخند میزد و ارزوی سفری سالم را داشت و او جلوه ای از بهار در سال نوست.

طرح ایمنی و سلامت مسافرین نوروزی

عشق را این گونه می شود تفسیر کرد نوروز و یه سفره هفت سین ساده،دل جوانهای هلال احمری پر از اراده،در این تصویر بنگر چه می بینی جز احساس همدلی و همزبانی،نیست نشانی در آن از تجملات دنیای فانی،بیا مسافر نوروزی عشق در اینجا موج می زند برای کمک و یاری...

ایمنی و سلامت مسافرین نوروزی

آرامش در پرتو آفتاب رخ می نماید و گویی حسی مشترک بازمین دارد ، زمینی که در وجود خویش مهربانی را به رخ آسمان می کشد همچون مهرو دوستی برنقش زیبای هلال سرخ

ایمنی و سلامت مسافرین نوروزی

حتي باد و باران هم نتوانست همياران جوان را از فعاليت باز دارد
وقتی قرار است زندگی رنگ معرفت به خود بگیرد.
نشانش هرکجا که باشد آرامش دارد و بس.
تلاشش را جز خدا کسی حسابگر نیست.
(سفيد و سرخ) و (سفيد و آبي)پوشیدن افتخار است،افتخار
همياران جوان طرح ملي ايمني سلامت مسافرين نوروزي استان يزد

راهیان نور

شنیده بودم که شلمچه را معبر فرشتگان و کربلای ایران می نامند! اما همیشه به دنبال وجه تسمیه آن بودم تا اینکه با کاروانی از جنس نور، همراه جوانان عضو سازمان جوانان هلال احمر راهی این دیار می شوم. دیاری که هرچه به مقصد نزدیک تر می شویم، فرکانس مثبت آن را بیش از پیش احساس می کنم.