داستان یک عکس

دست هایی از جنس اجابت

دست او را که میگیری لبخند را به قلبش هدیه میدهی
و این چه زیباست...
نازنین ...

مـا پاره ی آفــرینش هــم هستیم

مـا پاره ی آفــرینش هــم هستیم
غمخوارترین رفیق در غم هستیم
در باور ما رقابت از بی مهری است
تــا اهـــل رفـــاقتیم آدم هستیــم

هــرکس کـه رفاقـت نکنــد می بازد

هر گوشه که مِهــر سایـه می اندازد
همـدستـی مــا زمینـه اش مـی سازد
این بار که دست اصفهان سرخیر است
هــرکس کـه رفاقـت نکنــد می بازد

یکدسـت شُـدید و مــاه کامل هستید

با سرخ و سپید پاک و یک دل هستید
هـرجــا که بلاست در مقــابل هستید
جمعیتــی از هلال هــا گِـرد هَمــید
یکدسـت شُـدید و مــاه کامل هستید