‌رمزگشایی از اصل بی غرضی (قسمت دوم)/ اصل تناسب

یکی از رهبران نهضت بین المللی صلیب سرخ و هلال احمر در سال 1946 نوشت: تنها یک قانون برای صلیب سرخ و هلال احمر وجود دارد: «بیشترین کمک برای بیشترین نیاز ارائه کمکهای مشابه و یکسان برای کسانی که از درجات متفاوتی از نیاز قرار دارند، غیرعادلانه خواهد بود و تسکین عادلانه آلام بشری بیش از هرچیزی به قضاوت عادلانه نیاز دارد.

فدراسیون بین المللی صلیب سرخ و هلال احمر برای رمزگشایی از اصل بی غرضی، دو اصل دیگر به نامهای اصل عدم تبعیض و اصل تناسب را مورد توجه و الزامی دانسته است.

در بخش اول، اصول بی غرضی و عدم تبعیض را تبیین کردیم و در بخش دوم ضمن بیان کاربردهای اصل تناسب از مخاطبان گرامی و جوانان وابسته به هلال احمر درخواست میکنم پس از مطالعه دقیق و فهم اصل تناسب نسبت به نشر ارزشهای اصول بنیادین نهضت به ویژه اصول یاد شده که برای «تشخیص موارد حیاتی تر» جهت «اولویت بندی» ضروری ترین نیاز، تلاش کنند.

توجه داشته باشید هلال احمر با استفاده از کاربردهای اصل تناسب توانسته است قبل از دیگران، متوجه ضروری ترین درد و رنجِ دردمندان جهان با هر ملیت، مذهب و سیاست شود و خیلی سریع تر از دیگران، موارد حیاتی تر را اولویت بندی کرده و کمکهای مردمی را پس از جمع آوری، بهتر و تاثیرگذارتر از دیگر دستگاهها، برای تسکین عادلانه آلام بشری بویژه حمایت از زندگی و سلامت انسانهای دردمند در اقصی نقاط جهان برسان.

مایلم قبل از ورود به بحث اصل تناسب که نقش بسیار تاثیرگذاری در تسکین «عادلانه» آلام بشری ایفا می کند، مجددا تاکید کنم که برای عملیاتی کردن اصول اساسی نهضت و اصول بی غرضی و بیطرفی به عنوان اصول ضروری و انکارناپذیر هلال احمر، علاوه بر برنامه ریزی آموزشی منظم، منسجم و تاثیرگذار، بیشتر نیازمندِ صبر و حوصله مدیران از یک سو و «عشق بدون تبعیض» نسبت بشریت توسط اعضای جوانان، داوطلبان و امدادگران از سویی دیگر است.

به بیان ساده تر، فراگیری و توسعه اصول اساسی نهضت و کسب مهارتهای بشردوستانه و تجلی رفتارهای نوع دوستانه بدون کارگاههای آموزشی مستمر، در بازه زمانی کافی میّسر نیست. مهارتهای بشردوستانه سبب می شود تا اعضای آموزش دیده در صحنه عمل، نقش اثربخش خودشان را به صورت حرفه ای به نمایش بگذارند.

البته باتوجه به محدویت نشریه، فقط درجهت آگاهی بخشی به مخاطبان و جوانان عزیز، بخشهایی از اصل تناسب را به شرح زیر بیان می کنیم.

اصل تناسب چیست؟

اصل تناسب مورد اقبال جهانی است. این اصل در موضوعات مذهبی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی نیز کاربرد دارد. برای توضیح بیشتر باید به قرن هیجدهم میلادی برگردیم. قرنی که حاکمان فقط از فقرا مالیات می گرفتند. این سیاست «ناعادلانه» موجب شکل گیری اعتراضات مردمی به حاکمان و شکل گیری جنبش های انقلابی شد.

از این رو همواره دولتمردان باید به این پرسش همگانی پاسخ می دادند که چرا فقط باید، فقرا مالیات بپردازند؟ آیا لازمه تساوی حقوق این است که هرکسی باید به میزان مشخص و یکسان مالیات بپردازد؟ آیا اخذ مالیات از فقرا به نفع ثروتمندان، ظلم به فقرا نیست؟

سیاستمداران برای جلوگیری از جنبشهای انقلابی و ممانعت از ظلم و بی عدالتی نسبت به فقرا، قوانینی را مطابق اصل تناسب، وضع کردند. در این قوانین مجریان قانون موظف شدند تا از هر کسی به نسبت میزان درآمد و دارایی که دارند، مالیات بگیرند. حتی قانونگذاران از این هم فراتر رفتند و ثروتمندان را ملزم کردند تا بصورت تصاعدی مالیات بدهند. در این قوانین، ثروتمندانی که سهم بیشتری از درآمد کشور دارند، باید به نسبت بیشتری در پرداخت مالیات، با دولتمردان مشارکت کنند.

بنابراین اگر دولتمردان از ثروتمندان به نسبت درآمدی که دارند؛ مالیات سنگین تری بگیرند؛ سطح رفاه اجتماعی نیازمندان، ارتقا می یابد آنگاه علاوه بر کاهش چندین برابری آلام بشری، جرم و جنایت به شدت کاهش می یابد چون دیگر مجبور نیستند که برای تامین حداقل معاش زندگی دست به اقدامات مجرمانه و جنایتکارانه بزنند.

علمای مذهبی معتقدند که خداوند متعال برای تامین نیازهای ضروری انسانها، منابع و امکانات مورد نیاز آنها را آفریده است و علت اصلی افزایش آلام بشری، «بی عدالتی» است.

دانشمندان و محققان نیز براین باورند که منابع موجود در جهان بیشتر از حداقل ضروریّات انسانهاست.

در مطالب بالا ما تنها کاربرد اصل تناسب در اقتصاد را بیان کردیم. سؤال این است که اصل تناسب در صلیب سرخ و هلال احمر چه کاربردی دارد؟

کاربردهای اصل تناسب در هلال احمر

اصل تناسب در زندگی فردی و اجتماعی بویژه در حوادث طبیعی و غیر طبیعی کاربردهای فراوانی دارد که عملیاتی کردن آموزه ها و ارزشهای این اصل می تواند به عنوان یک نقشه راه در مسیر ماموریتهای بشردوستانه، امدادی و عام المنفعه به هلال احمر کمک کند.

شاید عملیاتی کردن اصل تناسب در ظاهر ساده و واضح به نظر برسد، ولی اگر شما جزو آن دسته از افرادی هستیدکه فکر می کنید؛«اولویت دادن به ضرویترین نیاز و ترجیح موارد حیاتی تر» به مهارت نیاز ندارد، سخت در اشتباه هستید.

اجازه دهید برای فهم بهتر و بررسی ابعاد مختلف کاربردهای این اصل استراتژیک، ابتدا سه سئوال کلیدی را مطرح کنیم و سپس با زدن مثالهایی از دنیای واقعی هلال احمر و زندگی روزمره، چالشها و پیچیدگی های کار را در مقام عمل، به وضوح روشن کنیم.

شاید بپرسید:

آیا ترجیح موارد حیاتی و اولویتبندی نیازمندترین انسانها تبعیض نیست؟

چگونه موارد حیاتیتر را شناسایی و ترجیح دهیم؟

مهمترین چالشهای شایع و قابل پیشبینی برای تشخیص موارد حیاتیتر در جهت تسکین عادلانه آلامبشری چیست؟

در پاسخ این سئوالات باید بگوییم که ترجیح موارد حیاتیتر و اولویت بندی انسانهای نیازمند خود نوعی «تبعیض» است. اما این تبعیض با توجه به گستردگی آلام بشری و کمبود منابع و امکانات موجود هلال احمر ضروری است و از همه مهمتر، موازین شرعی و قانونی، این نوع تبعیض را برای تسکین عادلانه آلام بشری مجاز می داند.

فرض کنید شما به مسافرت رفتید و دو تکه نان اضافه دارید. دو نفر رهگذر را می بینید، یکی از آنها به تازگی غذا خورده و گرسنه نیست، در حالیکه دیگری چیزی برای خوردن ندارد و یک روز است که گرسنه است. در چنین شرایطی شما چه می کنید؟

آیا به هر کدام از آنها بطور مساوی یک تکه نان میدهید؟ قطعاً شما طبق اصل تناسب، هردو تکه نان را به کسی که گرسنه تر است یا کسی که از گرسنگی رنج بیشتری را متحمل شده است، خواهید داد. در غیر این صورت اقدام شما نادرست و غیر عادلانه خواهد بود.

مثال دوم: فرض کنید شما از آپارتمان خود خارج میشوید و دو فقیر را بیرون منزل میبینید. شما تصمیم میگیرید به آنها کمک کنید. حال اگر عجله داشته باشید؛ مقدار پولی که دارید را بین هر دوی آنها تقسیم کرده و به یک مقدار کمک میکنید.

ولی اگر قدری تأمل کنید در مییابید که یکی از آن دو فقیر مسن و دیگری جوانان است، شما فرد مُسن تر را ترجیح خواهید داد. با کمی دقت بیشتر متوجه میشوید که فقیر جوانتر یک دست ندارد. احتمالا نظر شما تغییر میکند و فقیر جوانتر را در اولویت کمک قرار خواهید داد.

اگر فرصت داشته باشید و به صحبتهای آن دو فقیر گوش کنید، متوجه خواهید شد که مرد مسن تر یک مهاجر یا جنگ زده است که تمام بستگانش را در زلزله یا جنگ از دست داده و هیچکسی را ندارد، بیشتر دقت میکنید؛ میبینید مرد جوانتر بیکار است و برای درمان و مراقبت از فرزندِ مریض اش هیچ پولی ندارد.به نظرشما کدامیک از این دو فقیر نیازمندتر هستند؟ شما کدام را مستحق دریافت کمک میدانید؟

اگر بخواهیم مورد حیاتی تر را دقیق تر شناسایی کنیم؛ ناگزیریم وارد جزئیات بیشتری بشویم در اینصورت میتوانیم؛ دهها دلیل دیگر بیاوریم که هر کدام از آنها قضاوت شما را برای اولویتِ کمک به نیازمندترین فقیر، تغییر میدهد. شاید ساده ترین راه این باشد که بدون ورود به جزئیات، مقدار پولی که داشتید را بطور مساوی بین آنها تقسیم کنید. اما میدانید، تقسیم مساوی کمک بین آن دو نفر کار درستی نیست چون اولا کمک ناچیز شما تاثیرگذار نبوده و نمیتواند درد و رنج هر دو فقیر را حتی برای مدت کوتاه تسکین دهد، دوما این اقدام شما عادلانه نیست.

این دو مثال ساده نشان میدهد که برای تسکین عادلانه درد و رنج نیازمندان باید برای شناسایی نیازمندترین افراد و اولویت بندی آنها تلاش زیادی انجام دهیم تا با توجه به متفاوت بودنِ نیازهای انسانها، درد و رنج آنها را به بهترین نحو ممکن کاهش دهیم. از همه مهمتر این است که جامعه جهانی انتظار دارند که هلال احمر هنگام ارائه کمکهای بشردوستانه، امدادی و عام المنفعه به دردمندان، با آنان با «عدالت» رفتار کند.

واقعیت این است که اگر تعداد دردمندان زیاد نباشد، امکان شناسایی نیازمندترین انسانها، با کمی تجربه و داشتن حداقل مهارت، در زمان طولانی تر امکانپذیر است، ولی زمانیکه باید در مواقع بحرانی، کمکهای فراوان و گسترده ای را به دهها، صدها و یا هزاران نیازمند ارائه کنیم، چطور؟

به عنوان نمونه در زمان زلزله بَم در بعضی از روزها هلال احمر چند برابر کل جمعیت شهرستان بَم و نیروهای امدادی، بسته غذایی توزیع میکرد!

قطعا در زمان حادثه دلخراش زلزله بَم یکی از چالشهای بسیار جدی هلال احمر تشخیصِ نیازمندترین افراد و توزیع غذا و دارو در بین آنها بود. بنده معتقدم اگر هلال احمر بویژه سازمان جوانان، ارزشهای اصول انسانیت، بی غرضی، عدم تبعیض، تناسب، بیطرفی و دیگر اصول بنیادین نهضت را به مهارتهای بشردوستانه تبدیل کند میتوانیم، با چالشهایی نظیر زلزله بم از طریق شناسایی نیازمندترین افراد در حداقل زمان ممکن، مقابله کنیم.

اما باید بپذیریم؛ زمانی که یک فاجعه بشری در سطوح ملی یا بین المللی، رخ داده باشد؟ اولویت بندی ضروری ترین نیازها و توزیع عادلانه غذا و دارو کار بسیار سختی است.

اجازه دهید در مثال سوم به همان مثالی که در اصل عدم تبعیض به آن اشاره کردیم؛ برگردیم، درآن مثال رئیس بیمارستان طبق اصول بی غرضی و عدم تبعیض، مجروحان دشمن را در بیمارستانش بستری کرده بود ولی اگر از اصل تناسب آگاهی داشت، باید با اتخاذ راه حل انعطاف پذیرتری «اولویت» بستری شدن مجروحان جنگ را به مجروحانی میداد که اول نیاز فوری به بستری شدن داشتند و دوم کسانی که نیاز فوری به عمل جراحی.

او باید مجروحانی که جراحت کمتر و خفیف تری داشتند را فارغ از ملیت، مذهب یا سیاست، از بیمارستان خارج کرده و به بیمارستان شهر مجاور انتقال میداد و به جای آنان، مجروحان کشورش را که موارد حیاتی تری داشتند را در اولویت پذیرش فوری و اقدامات آنی قرار میداد. همین عدم آگاهی از اصل تناسب موجب شد تا او با قضاوت ناعادلانه و تصمیم نادرست، جان مجروحانی که به کمک فوری نیاز داشتند را با خطر جدی مواجه کند. در این مثال متوجه می شویم که اصل تناسب در تصمیم گیری درست نقش مؤثری دارد.

شما عزیزان به خوبی میدانید زمانی که تیم پزشکی یا امدادگران هلال احمر با حجم وسیعی از زخمی ها روبرو میشوند چه میکنند؟ آنها ابتدا کار خود را با مراقبت از افرادی آغاز میکنند که ممکن است تأخیر در رسیدگی آنی و فوری برای مصدومان و مجروحان بسیار خطرناک و مهلک باشد؛ امدادگران به حسب ضرورت مجبورند به سراغ مجروحانی بروند که نیاز بیشتری به رسیدگی فوری دارند، اما کار زمانی بسیار سخت میشود که آنها بخواهند از بین دو یا چند مجروح فقط یک نفر را در اولویت قرار دهند.

به عنوان مثال وقتی که تنها یک سُرم برای دو بیمار باقی مانده است در این وضعیت چه میکنیم؟ آیا یک پزشک این سُرم را بین آنها تقسیم میکند؟ یا اینکه با استفاده از تجربه و مهارت پزشکی اش یکی از آن دو بیمار که نیازمندتر است را شناسایی میکند.

اگرپزشک، یک سُرم را به طور مساوی بین دو بیمار تقسیم کند، چه اتفاقی می افتد؟ در این صورت نه تنها درد هیچکدام را معالجه نکرده بلکه ممکن است بدلیل ناکافی بودن کمک، جان هر دو بیمار به خطر بیافتد.

هرچند دردناک است ولی پزشکان و امدادگران ناچار هستند  در شرایط بحرانی، سُرم را به کسی بدهند که نیازمندتر است.

نکته بسیارمهم این است که هلال احمر به همین روش، مسئولیت توزیع غذا و دارو را نیز بر عهده دارد. این مسئولیت خطیر و بسیار حساس هم مانند مهارتهای پزشکی و امدادی به مهارتهای حرفهای بشردوستی مطابق با ارزشهای اصول اساسی هلال احمر نیازمند است.

در غیر اینصورت بجای اینکه توزیع غذا و دارو بر مبنای میزان درجه نیاز به نیازمندترین افراد در محدوده کمتری به صورت کامل و فوری اختصاص داده شود، این کمکها در سطح گسترده تری با کمترین تاثیر در بین همه نیازمندان و غیر نیازمندان توزیع خواهد شد. تجربه تلخ زلزله بم معید این ادعاست.

بنابراین ترجیح دادن ضروریترین نیاز و اولویت بندی افراد جهت توزیع غذا و دارو به مراتب سخت تر و پیچیده تر از مسئولیتهای امدادی و پزشکی است.

خوشبختانه صلیب سرخ و هلال احمر برای توزیع عادلانه خدمات بشردوستانه، امدادی و عام المنفعه، شاخص ها و استانداردهایی را در جهت تسلی دادن همزمان تمام رنج های بشری، تعریف کرده است. این استانداردها به شرح زیر است:

برای آسیب دیدگی های یکسان، کمکهای یکسان

برای آسیب دیدگی های نابرابر، یاری رساندن به نسبت میزان آسیب دیدگی و با در نظر گرفتن میزان نیاز و اولویت دادن به موارد حیاتی تر

طبق این دو شاخص نمیتوانیم قبل از شناسایی موارد حیاتی تر و اولویت بندی نیازها، کمکهای نقدی و کالاهای اعانه مردم را به طور بی حد و حساب تقسیم کنیم چراکه اولا به بدلیل ناکافی بودن کمکها به هیچکس به اندازه کافی کمک نخواهد رسید.

دوما به علت تعداد بالای نیازمندان، کمکها اثربخش نخواهد بود. برای پی بردن به عمق چالشهای هلال احمر مثالهای بیشتری را بیان میکنیم.

مثال چهارم: در طول جنگ جهانی دوم، ICRC به کمپ های اسیران جنگی کشورهای مختلف اعزام شد تا مقدار زیادی بسته کمکی که از راه کشورهای زادگاه اسیران رسیده بود را بین آنان توزیع کند. ICRC این وظیفه را پذیرفت چون این بسته ها، حداقل برای بخشی از نیازهای اولیه قربانیان جنگ، کمک خوبی بود.

در همین زمان تعداد زیادی از اسرای دیگری بودند که کشورشان بدلیل عدم قدرت عمل، هیچ چیزی را برای اسرای خود ارسال نکرده بودند. از این رو ICRC طبق اصل تناسب، تلاش کرد که تعدادی از بسته های ارسالی دیگر کشورها را به اسرایی برساند که نیاز بیشتری به آنها داشتند؛ ICRC این کار را در آن زمان بدون هیچ استثنایی انجام داد. البته اهداکنندگان با دادن بخشی از کمک های شان به اسرای دیگر کشورها مخلف نبودند.

مثال پنجم: جمعیتهای ملی خیلی خوب میدانند که جمع آوری کمکهای نقدی به سود قربانیان خارج از مرزهای یک کشور چقدر دشوار است. آنها معمولاً با این مخالفتها روبرو میشوند که «اول باید از مردم خودمان مراقبت کنید و بعد به افراد خارجی کمک برسانید» حتی اگر نیاز افراد خارجی بیشتر باشد. این چنین درخواستها، یکی از چالشهای بسیار مهم و شایع پیش روی صلیب سرخ و هلال احمر است.

عده ای دیگر معتقد هستند وقتی هلال احمر، پول کافی در اختیار دارد باید کالاهای مورد نیازش را از بازرگانان داخلی خریداری کند. این منطق میگوید پولی که از این کشور به دست می آید، باید در همین کشور خرج شود.

اما اصل تناسب میگوید؛ اگر قیمت کالای مشابه در داخل کشور دو برابر گرانتر از خارج کشور است، جمعیت موظف است کالای مورد نیازش را از خارج کشور با قیمت ارزانتر تهیه کند تا بتواند به تعداد بیشتری از نیازمندان کمک کند.

مشکل دیگری که از این واقعیت ناشی میشود این است که حتی انسانهای بیطرفی که به مردم یک کشور در جنگ کمک میکنند، خواه این کمکها از روی احساسات باشند یا از روی منطقی انسانی، آنها تمایل دارند کمکهای خیرخواهانه شان را براساس احساس وابستگی شخصی انجام دهند.

به عنوان نمونه افراد شاغل در یک حرفه حاضرند فقط به کسانی با فعالیت کاری مشابه خودشان کمک کنند، به عنوان مثال جوانان تمایل دارند به جوانان کمک کنند؛ یک گروه سیاسی به کسانی کمک میکند که از آنها حمایت میکنند و پیروان یک مذهب، علاقمند هستند به افرادی از همان دین یاری برسانند.

به بیان دیگر در یک خانواده، هرکسی از فردی که نسبت به او احساس مسئولیت بیشتری میکند، از او مراقبت حداکثری میکند و از دیگر اعضای خانواده و دیگران هم میخواهد تا آنها هم به همین صورت رفتار کنند.

با شیوه مشابه و در مصداق بزرگتر، اگرساکنین مناطق اطراف ببینند که مناطق اطراف خودشان دچار سختی و آسیب شده اند، حاضرند کمکهای سخاوتمندانه و سریعی را به قربانیان حادثه برسانند.

این مسئله ناشی از این است که انسان به طور طبیعی تمایل دارد به کسانی کمک کند که رنج آنان را از نزدیک میبیند یا لمس میکند در این صورت طبق اصل انسانیت، حس «ترحم» و «همبستگی» آنها به طور ناخودگاه برانگیخته میشود و برای کاهش آلام مصیبت زدگان احساس مسئولیت بیشتری میکنند. این نوع نگرش از یک سو موجب میشود تا در مناطق ثروتمند، ثروتمندان بجای کمک به مناطق فقیر فقط به افرادی که ثروت کمتری دارند کمک کنند و در مناطق فقیر، فقط فقیران هستند که به انسانهای فقیرتر از خود کمک می کنند.

از سویی دیگر حضور ساکنان این مناطق برای رساندن کمکها به هم کیشان خودشان، موجب می شود تا چرخه توازن کمکها به نیازمندترین افراد را به هم میزند. همین نگرشها، فعالیت بشردوستانه هلال احمر را با مشکلاتی فراوانی روبرو کرده است.

برای حل این مشکلات هلال احمر باید همواره تلاش کند تا عموم مردم به اقدامات بشردوستانه اش اعتماد کامل داشته باشند.

حال سؤال این است که چگونه می توانیم اعتماد همگانی را افزایش دهیم؟

در حقیقت مهمترین راهبرد برای افزایش اعتبار جهانی و اعتماد همگانی این است که تلاش کنیم با پایبندی به ارزش های اصول اساسی نهضت، خطوط قرمز اصول بنیادین به شرح زیر را رعایت کنیم.

هرگونه جهت گیری ملی، مذهبی، سیاسی و تبعیض بدون مجوز شرعی و قانونی از هیچ شخصی در هر مقامی و در هر شرایطی در سطوح ملی و بین المللی قابل قبول نیست. چون کوچکترین رفتار مغرضانه و «تبعیض آمیز» از مهمترین خطوط قرمز صلیب سرخ و هلال احمر بشمار میآید  و شدیدا به«اعتبار» جهانی و اعتماد همگانی نسبت به هلال احمر خدشه وارد میکند.

چون فقط در سایه اعتماد همگانی است که خیرین بدون اینکه تعیین کنند کمک آنها در چه زمینه ای و به چه کسانی اختصاص یابد، به هلال احمر اجازه میدهند تا کمکهای آنها تنها براساس «نیاز» افراد توزیع شود بویژه اینکه از طریق اعتماد کامل، کمکهای مردمی (نقدی و غیرنقدی) به طور منظم و مستمر از فعالیتهای بشردوستانه هلال احمر پشتیبانی و حمایت میکند.

در سایه اجرای دقیق و صحیح همین اصول اساسی نهضت، اعتماد همگانی نسبت به فعالیتهای بشردوستانه هلال احمر ارتقا مییابد و در نتیجه کمکهای مادی و معنوی مردمی به طور روز افزون استمرار داشته و میتوانیم، به تنوعی ازآلام بشری و به تعداد بیشتری از نیازهای دردمندان کشور و جهان پاسخ مثبت دهیم و در صحنه عمل نیز با چالشهای بسیار جدی و موانع زیادی روبرو نشویم.

در غیر این صورت تنها عاملی که عموم مردم را برای کمک برمی انگیزاند، فقط احساسات آنهاست نه اعتماد آنان به هلال احمر و تنها وقتی کمک میکنند که “تنور داغ باشد”.

 

نقش رسانه ها و فناوریهای نوین برای تسکین آلام بشری

در گذشته، اخبار به کندی منتقل میشد و اگر خبر اتفاقاتی در چهارگوشه جهان رخ میداد. صلیب سرخ و هلال احمر زمانی متوجه میشد که اگر خونی ریخته بود، زمین خیلی وقت پیش آن را جذب کرده بود، اگر اشکی ریخته بود، آفتاب زمان کافی برای خشک کردن آنها داشت.

دردی که صدای گوش خراش جیغ هایش به گوش مردم نمیرسید و قلب انسانهای نوعدوست را وادار به حرکت نمیکرد. با توجه به اینکه در دنیای امروز صحنه های دلخراش حوادث طبیعی و غیرطبیعی در هر گوشه جهان را از طریق فناوریهای پیشرفته، از قبیل ماهواره، اینترنت، تلکسهای خبری و گزارش روزنامه ها، گزارشات رادیو و تلویزیون بصورت زنده و واقعی گزارش میشود.

مردان، زنان و کودکان زیادی در مقابل چشمان بشریت در میدانهای جنگ و اقدامات تروریستی جان خود را از دست میدهند و جوامع بشری میتوانند، همزمان با شنیدن صدای شادی طرف پیروز، با گوشهایشان ناله های قربانیان بیچاره طرف مغلوب را در میدان جنگ و داخل آمبولانس ها، بشنوند.

فناوریهای نوین را باید پیشرفتی بزرگ برای محنت دیدگان بدانیم چون میتوانیم بسیار سریعتر و بهتر از گذشته از آسیب دیدگی افراد مطلع شویم، کمکهای بشردوستانه را بسیار سریعتر به افراد نیازمندتر برسانیم.

علاوه بر تمام اینها، انسانهایی که زندگی آسوده و شکمهای سیری دارند، با دیدن انسانهایی که در محنت هستند، نه تنها نمیتوانند از کمک کردن به آنها سر باز زنند؛ بلکه این تصاویر دلخراش و صدای ناله ستمدیدگان چنان آنها را احاطه میکند که نهایتاً آنها را مجبور میکند تا کیف پول خود را باز کنند و به محرومان کمک کنند.

با این همه هنوز در جوامع بشری انسانهای غمگینی وجود دارند که همسایگان خوبی ندارند، افرادی که هیچکس به فکرشان نیست. یکی از دلایلی که صلیب سرخ و هلال احمر به خاطر آن تاسیس شد! همین مسئله است.

هدف از ترویج اصول بنیادین نهضت و اجرای اصل تناسب این است که به کسانی که هیچ کس، هیچ کمکی نمیکند، کمک کنیم و از این طریق موازنه «عدالت» را به این چرخه انسانی برگردانیم.

پیام سازمان جوانان هلال احمر به افرادی که در تنگدستی به سر میبرند این است که اگر هیچکس شما را دوست ندارد، ما شما را دوست داریم و اگر کسانی به شما کمک نمیکند، جوانان وابسته به هلال احمر طبق اصول بشردوستانه به شما کمک میکنند.

جوانان صلیب سرخ و هلال احمر در سرتاسر جهان باید تلاش کنند تا ثروتمندان که زندگی آسوده و شکم های سیری دارند؛ نسبت به کسانی که در محنت هستند، بی تفاوت نباشند.

تلاش رسانه ها سبب شده تا ثروتمندان نه تنها از کمک کردن به محنت دیدگان سر باز نزنند‌‌‌‌‌‌، بلکه رنج بشری مظلومان بطوری آنها را احاطه میکند که احساس شرمساری به آنها دست میدهد.

قطعا دیدن رنج دیگران برای همگان بسیار ناخوشایند است، و نهایتاً آنها را مجبور میکند بجای اینکه در آرامش بخوابند، به دردمندان کمک کنند.

هرچند، باید مراقب باشیم که اذهان عمومی و حساسیت مردم در مقابل درخواست سخاوت و بخشندگی آنان نسبت به نیازمندان واکسینه و اشباع نشود. با این وجود هنوز در گوشه و کنار جهان جمعیت کثیری از انسانها رنج میبرند.

در پایان تاکید میکنم؛ هلال احمر ایران باید از فناوریهای پیشرفته برای دریافت گزارشها برای کمک به محنت دیدگان و دادن اطلاعات به اعضای جوانان هلال احمر در جهت ترویج اصول بشردوستانه در بین عامه مردم کشور بیش از پیش استفاده کند.

 

نویسنده نادر گلستانی، نشریه ماه نو