رمز گشایی از اصل بی غرضی (قسمت اول)

برای رمزگشایی ازاصل بی غرضی، ابتدا نگاه دین مبین اسلام نسبت به پرهیز ازهرگونه تبعیض و تعصبات مذهبی، فرقه ای و قبیله ای درجامعه اسلامی را بیان می کنیم. سپس کاربردهای اصل بی غرضی و همچنین مشکلاتی که هلال احمر در طی مسیر تحقق این اصل با آنها روبرو می شود را در دو شماره نشریه‌ مورد بررسی قرار خواهیم داد تا همه جوانب آن را به صورت عینی و ملموس روشن تر شود.

برای رمزگشایی ازاصل بی غرضی، ابتدا نگاه دین مبین اسلام نسبت به پرهیز ازهرگونه تبعیض و تعصبات مذهبی، فرقه ای و قبیله ای درجامعه اسلامی را بیان می کنیم. سپس کاربردهای اصل بی غرضی و همچنین مشکلاتی که هلال احمر در طی مسیر تحقق این اصل با آنها روبرو می شود را در دو شماره نشریه‌ مورد بررسی قرار خواهیم داد تا همه جوانب آن را به صورت عینی و ملموس روشن تر شود.

مجددا تاکید می کنیم که نهضت بین المللی صلیب سرخ و هلال‌ احمر برای تحقق اصل انسانیت، شش اصل بی طرفی، بی غرضی، استقلال، خدمات داوطلبانه، یگانگی و جهان شمولی را برای جمعیت های ملی در سطوح ملی و بین المللی لازم الاجرا کرده است. به بیان دیگر با عملیاتی کردن اصول مذکور، اصل انسانیت محقق می گردد.
در حقیقت اجرای دقیق و صحیح اصول اساسی نهضت و ترویج آن درمیان ملت ها، نقش بسزایی در راستای ارتقای اعتبارجهانی و افزایش اعتماد جوامع بشری نسبت به هلال احمر ایفا می کند. یکی از این اصول، اصل بی غرضی است.

اصل بی غرضی بعد از اصل انسانیت مهمترین اصل بوده و برای هلال احمر یک اصل ضروری و غیرقابل اجتناب است.
از این رو جمعیت های ملی موظف هستند ارزش های این اصل را به اعضای جوانان، داوطلبان و امدادگران آموزش دهند تا آنها با بکارگیری مهارت های حرفه ای آن، بتوانند علاوه براینکه درمواقع بحرانی در کوتاه ترین زمان ممکن، تصمیم درست را برای نجات و سلامتی ده ها، صدها و یا هزاران انسان دردمند اتخاذ کنند.

همچنین از ارزش های این اصل بسیارمهم در زندگی فردی، اجتماعی و کاری خود در ارتباط با مردم، دوستان و بستگان خصوصا آسیب دیدگان، استفاده نمایند.
به همین منظور مهمترین ویژگی خدمات بشردوستانه، امدادی و داوطلبانه هلال احمر، خدمات بدون غرض و تبعیض است.

درحقیقت خدمات بدون غرض و تبعیض، بعد از حفظ احترام و کرامت انسانها، اولین قدم معنی دار درجهت تسکین عادلانه آلام بشری و همچنین حمایت از زندگی و سلامت انسانها و ترویج صلح و دوستی در میان ملت هاست.

بنابراین براساس اعلامیه حقوق بشر ژنو و اسناد بالا دستی فدراسیون بین المللی صلیب سرخ و هلال احمر مانند: معاهده ها، قراردادها و استراتژی های فدراسیون مذکور هم، کمیته بین المللی صلیب سرخ و هم جمعیت های ملی موظف هستند نسبت به اصل بی غرضی، متعهد و پایبند باشند.

طبق اصل بی غرضی، هرگونه رفتار مغرضانه و تبعیض آمیز ناشی از جهت گیری سیاسی، ملی، مذهبی، قومی و نژادی، ازخطوط قرمز هلال احمر محسوب شده و از هیچکس در هر شرایط و مقامی قابل پذیرش نیست.

نگاه اسلام در مورد بی غرضی و عدم تبعیض

مستنداتی از قرآن و سیره پیامبر رحمت حضرت محمد(ص) و حضرت علی (ع) در مورد بی غرضی و عدم تبعیض به شرح زیر است.
دین مبین اسلام، وجود هرگونه تبعیض، درجامعه را نشانه بی عدالتی و بی عدالتی را سرمنشا فقر و فساد و برتری طلبی انسانها نسبت به یکدیگر می داند. چه این تبعیض، از ناحیه پدر و مادر نسبت به فرزندان باشد و یا تبعیضِ حاکمان نسبت به مردم و زیر دستان.

درحقیقت پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت عصمت و طهارت (ع) درزمان حیات نورانی و پربرکتشان با تمام ظواهر تبعیض و رفتارهای مغرضانه درتمام ارکان جامعه و حکومت اسلامی مبارزه کردند، چرا که وجود تبعیض موجب رانت-خواری از بیت‌المال، پارتی بازی حزبی و گروهی و در یک کلام ترویج ظلم و فساد و نابرابری و بی عدالتی می گردد.

درطول تاریخ علت اصلی بسیاری ازجنگ ها و اختلافات بین کشورها، غرض ورزی و تعصبات ملی، مذهبی و سیاسی بوده است. بنابراین غرض ورزی و تبعیض ازجمله عواملی هستند که سبب شعله ورشدن آتش جنگ و ترویج خشونت و افراطی گری گردیده و در نتیجه آن امروزه شاهدیم که همین تعصبات مذهبی و نژادی، جان و سلامتی میلیون ها انسان‌ بی گناه را با مخاطرات ضدانسانی مواجه کرده است.

خداوند درآیه ۱۳ سوره حجرات می فرماید: یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ
ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‌‏ها و قبیله‏‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید (این‌ها ملاک امتیاز نیست) گرامى‌‏ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست، خداوند دانا و آگاه است.

همچنین در کلامی نورانی دیگر می فرماید: إِنَّما أَنْتُمْ مِنْ رَجُلٍ وَ امْرَأَهٍ، کَجُمامِ الصّاعِ لَیْسَ لِأَحَدٍ عَلی أَحَدٍفَضْلٌ إِلاّبِالتَّقوی
شما همه از مردی (آدم) و زنی (حوّا) پدید آمده‌اید؛ مساوی، مانند سر پیمانه (پر) و هیچ کس را بر دیگری برتری نیست مگر به پرهیزکاری.
بنابراین اسلام، انسان ها را در خلقت یکسان می داند و تنها ملاک برتری انسان ها نسبت به یکدیگر را ایمان، عمل صالح و تقوا معرفی می کند.

مهمترین ابعاد اخلاقی پیامبر اسلام (ص) که بیشتر در عرصه اجتماعی بروز یافته، مبارزه با نابرابری و تبعیض است. درسیره پیامبر عظیم الشان اسلام و اهل بیت عصمت و طهارت حتی یک نمونه از رفتارهای مغرضانه و تبعیض آمیز مشاهده نمی گردد.

تبعیض نژادی یکی از بدترین نوع تبعیض هاست که هنوز در بعضی از کشورها، عده‌ای نسل، ملت و نژاد خود را برتر از دیگران می دانند و بر این اساس، امتیاز ویژه‌ای برای خود قائل هستند.
گاهی تفاوت ظاهری مانند رنگ پوست سبب می‌شد برخی با به دست گرفتن قدرت اجتماعی، مالی و نظامی ناعادلانه بر برخی دیگر حکومت کنند و آنان را در خدمت خود بگیرند. تسلط سفیدپوستان بر سیاهان و سرخ پوستان از نمونه های این گونه تبعیض ها می باشد.

هنگامی که حضرت محمد(ص) به پیامبری مبعوث شد، در جزیره العرب همانند برخی از سرزمین‌های دیگر، صاحبان زر و زور، برده‌داری را به یک فرهنگ معمول تبدیل کرده بودند.

بردگان سیاه پوست باید تا پایان عمر، در خدمت اربابان می‌ماندند و در سخت‌ترین شرایط زندگی می‌کردند، در حالی که حتی از کمترین حقوق انسانی نیز بهره‌مند نبودند.

استادمطهری دراین باره می‌نویسد: «زمانی که اسلام ظهورکرد، در میان اعراب مسئله خویشاوندپرستی و تفاخر به قبیله و نژاد به شدت وجود داشت.

عرب‌ها در آن زمان چندان به عربیت خود نمی‌بالیدند زیرا هنوز قومیت عرب به صورتی که عرب، خود را یک واحد در برابر سایراقوام ببیند، وجود نداشت. واحد قبیله و ایل واحد مورد تعصب عرب بود.

اعراب به اقوام وعشایر خویش تفاخرمی‌کردند اما اسلام نه تنها به این احساسات تعصب‌آمیز توجهی نکرد، بلکه با شدت با آن مبارزه کرد.

در تفسیر مجمع‌البیان (ج ۳ ص ۱۷۵) آمده است که مسلمانان و اهل کتاب هر کدام بر دیگری افتخار می کردند تا این که آیه ۱۲۳ سوره نساء نازل شد.

لَیْسَ بِأَمانِیِّکُمْ وَ لا أَمانِیِّ أَهْلِ الْکِتابِ مَنْ یَعْمَلْ سُوءًا یُجْزَ بِهِ وَ لا یَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللّهِ وَلِیًّا وَ لا نَصِیرًا
پاداش و کیفر، (فضیلت و برتری) به دلخواه شما و به دلخواه اهل کتاب نیست. هر کس بدی کند، در برابر آن کیفر می‌بیند و جز خدا برای خود یار و مددکاری نمی‌یابد.

در این هنگام اهل کتاب گفتند یعنی ما و شما مساوی هستیم؟ و یهود می‌گفت: ما فرزندان و دوستان خداییم و اهل کتاب نیز می‌گفتند که غیر از یهود و نصاری کسی دیگر وارد بهشت نمی‌شود که خداوند آیه ۱۲۴ سوره نساء را نازل کرد.در سیره پیامبر گرامی اسلام نیز آمده است که آن حضرت در تقسیم غنیمت‌ها و سایر اموال بیت‌المال، قانون، عدل و انصاف را رعایت می‌کرد و بدون جهت‌گیری نسبت به ملیت، نژاد، عقیده مذهبی، طبقه یا عقایدسیاسی به همه مردم به طور یکسان سهم می‌داد.

پیامبراسلام به هیچ‌وجه امتیازات شخصی، قبیله‌ای، سنی، سبقت در قبول اسلام، شرکت در جنگ بدر، سفید و سیاه، آزاد و برده و امثال آن‌ها را در کسب سهم از اموال بیت‌المال دخالت نمی‌داد.

بدین وسیله، دیدگاه طبقاتی و مناسبات ستمگرانه برخاسته از آن را باطل اعلام کرد و انسان‌ها را در کنار هم و در یک صف متحد قرار داد.

درهمین زمینه نقل است که سعدبن‌ابی‌وقاص در تقسیم غنایم بدر به پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم اعتراض کرد و گفت: آیا مرا که از اشراف بنی‌زهره‌ام با باغبان‌های یثرب، یکسان می‌بینی؟

آن حضرت از شنیدن این سخن، سخت آزرده شد و فرمود: هدف من از این جنگ، حمایت از بیچارگان در برابر زورمندان است.
من برای این برانگیخته شدم که تمام تبعیضات و امتیازات موهوم را ریشه کن سازم و تساوی در برابر حقوق را در میان مردم جایگزین آن کنم. فروغ ابدیت، ج ۱، ص ۵۱۴
امام علی(ع) نیز در نهج البلاغه تبعیض حاکمان را بر رعیت به ‌شدت نهی کرده است که در این مجال از پرداختن به مستنداتی از نهج البلاغه به خصوص نامه آن حضرت به مالک اشتر معذوریم.

خلاصه اینکه تبعیض اعم از تبعیض اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و مذهبی به‌ ویژه تبعیض اجتماعی مورد قبول اسلام نیست زیرا تبعض و رفتارهای مغرضانه، مهمترین آفت بر سر راه عدالت است.
بی غرضی علاوه براندیشمندان و علمای دینی، درمیان شاعران پارسی نیز ازجایگاه والایی برخوردار است که در این مجال فقط به چند بیت از این فرهنگ غنی اشاره می کنیم.

صانع قادر دگر ز بی غرضی بعد از دعای نصیحت داعی بی غرض
گنبد گردان زرنگار کند (ناصرخسرو) نیکت بود چو نیک تامل کنی در آن (سعدی)
سخن بی غرض از بنده مخلص بشنو چون غرض آمد هنر پوشیده شد
تا کخ منظور بزرگان حقیقت ببینی (حافظ) صد حجاب از دل به سوی دیده شد (مولوی)

اصل بی غرضی جیست؟

اگر با دقت به متن اصل بی غرضی توجه کنیم متوجه می شویم که اجزای آن از سه موضوع نزدیک به هم تشکیل شده است.
۱- عدم جهت‌گیری نسبت به ملیت، نژاد، عقیده مذهبی، طبقه یا عقاید سیاسی
۲- التیام بخشدن به درد و رنج انسانها با توجه به نیاز آنها
۳- اولویت و ترجیح موارد حیاتی‌تر و ضروری تر

فدراسیون بین المللی صلیب سرخ و هلال احمر هر یک از این موضوعات را تحت عنوان یک اصل جداگانه به شرح زیر آورده است.
الف- اصل بی غرضی ب- اصل عدم تبعیض ج- اصل تناسب

توجه داشته باشید ارزش ها این اصول سه گانه با هم مرتبط بوده و هرکدام مکمل دیگری است و ضمن اینکه هریک به تنهایی کارکردهای ویژه خود را دارا می باشند.
می بایست درتعیین سیاست گذاری ها، استرتژی ها، اهداف راهبردی، برنامه ریزی ها و بویژه در فعالیت های بشردوستانه، امدادی وعام المنفعه جمعیت، این آموزه ها را با هم، مّد نظر قرار دهیم.

چراکه در غیراین صورت هم در تاکتیک ها و هم در تکنیک ها مرتکب اشتباه غیرقابل جبران خواهیم شد.
الف: بی غرضی
واژه بی غرضی در فرهنگ انگلیسی به معنی بی غرض، عادلانه، منصفانه و بی غرضانه است و در لغت‌نامه دهخدا، بی غرضی به خلوص، صداقت، عدالت، بدون دشمنی و قصد ترجمه شده است.

از این ترجمه اینگونه فهم می گردد که بی غرضی به میزان اخلاص، صداقت وعادل بودن انسان‌ها، بستگی دارد.
به بیانی دیگر هرقدر انسانها ارزش هایی همچون اخلاص، صداقت و عدالت را در وجودشان بیشتر درونی کنند به همان اندازه عملکرد و رفتارهایشان نسبت به همه انسان‌ها عاری ازغرض‌ ورزی، کینه توزی، دشمنی وتبعیض می گردد.

اگرسبک زندگی فردی، اجتماعی، خانوادگی و کاری انسانهای موحد، مؤمن به خدا و خودساخته را مطالعه کنیم مشاهده می کنیم که اخلاق و رفتارآنها به هیچ وجه آلوده به تعصبات ملی، مذهبی و سیاسی نمی باشد.

حال این سئوال مطرح است که هلال احمر چگونه می تواند خدمات بشردوستانه و امدادی خود را بدون هیچگونه جهت گیری نسبت به ملیت، نژاد،عقیده مذهبی، طبقه یا عقاید سیاسی انجام دهد؟

برای پاسخ به این سئوال توجه به کلمه غرض و ریشه ‌این عبارت بسیار مهم ‌است. غرض به معنی له یا علیه کسی بودن و برمبنای تعصب یا براساس ترجیحات شخصی و گروهی مطرح است.

به عبارتی هلال احمر له یا علیه هیچ کس نیست و ضمن اینکه خدمات بشردوستانه را بدون تعصبات ملی، مذهبی و جهت‌گیری های سیاسی ارائه می کند، از بروز اعمال و رفتارهای مغرضانه در داخل و خارج جمعیت، در سطوح ملی و بین المللی، پیشگیری و حتی مقابله می کند.

البته کسانی را هم که نسبت به آلام بشری بی تفاوت هستند و هیچ اقدامی انجام ‌نمی‌دهند نمی توانیم بی‌غرض بدانیم زیرا بی تفاوتی در بسیاری از موارد در بی‌‌اثرکردن انگیزش نوع دوستانه، نیکوکارانه و داوطلبانه دیگران کاربرد دارد که همین رفتار، نوعی غرض ورزی محسوب می شود.

پیش‌فرض اصل بی‌غرضی چیست؟

پیش ‌فرض اصل بی‌غرضی این است که اگر بحرانی در سطح ملی یا در هر جایی ازجهان پیش آمد و مردم و اعضای جمعیت های ملی برای انجام فعالیت بشردوستانه و امدادی فراخوانده شدند، آنها بدون جهت گیری ملی، مذهبی وسیاسی به آسیب دیده گان ناشی ازحوادث طبیعی وغیرطبیعی کمک کنند.
مهمترین راهکار برای دستیابی به این هدف انسانی و مقدس این است که جمعیت های ملی باید تلاش کنند تا اعضای وابسته به جمعیت به ویژه جوانان، از آزادی کافی برخوردار باشند.

آزادی، بطورذاتی در دو مفهوم مورد توجه است:۱- آزادی در مقایسه با خود یعنی آزادی درونی)۲- آزادی در مقایسه با دنیای خارج از خود یعنی آزادی بیرونی
بدون شک، رهایی هر انسانی از تعصبات و تعلقات درونی بسیار دشوارتر از آزادی آنها از طریق تأثیرات خارجی ازقبیل فشارهای سیاسی دولت ها، احزاب و گروه های ملی مذهبی است.

اعضای هلال احمر برای رسیدن به چنین جایگاهی، ابتدا باید از بند تعصبات و احساسات درونی و سپس بیرونی، رهایی یابند زیرا این تعصبات بطورمستمر اخلاق و رفتارهای آنها و تمام انسانها را در جهت ارائه خدمات بدون غرض به همه انسان‌ها با هر رنگ و نژاد و با هر مکتب و سیاست را به ‌شدت تحت تأثیر قرارمی‌دهد.
به عبارت دیگر اینگونه تعصبات و احساسات برای صعود به قله های انسانیت لطمه می زند.

علما و اندیشمندان دینی معتقدند برای آزادی درونی، انسانها نیازمند تلاش در جهت تهذیب نفس هستند، از این رو جمعیت های ملی برای مقابله با هوای نفس مانند غرض ورزی و پیشگیری از دخالت ندادن تعصبات ملی، مذهبی و سیاسی در فعالیت های بشردوستانه باید، برنامه ای منظم و منسجم داشته باشند.
با این توضیحات می توان گفت بی غرضی، تلاشی مستمر و پایدار در جهت تهذیب نفس و مقابله با هوای نفسانی است.

بعد از رهایی از تعلقات درونی، نوبت به آزادی از بند تاثیرات بیرونی می رسد. برای این منظور اصل استقلال پیش‌بینی شده است تاجمعیت های ملی برای اقدامات بشردوستانه بدون غرض و تبعیض، هیچگونه وابستگی به دستگاه‌های دولتی و غیردولتی نداشته باشند.

چراکه اگر صلیب سرخ و هلال‌احمر به جایی وابستگی داشته باشند دیگر نمی‌توانند به صورت مستقل وآزادانه عمل کنند. واقعیت این است که عدم استقلال و وابستگی، خدمات هلال‌احمر را به سمت شخصی کردن فعالیت‌ها و نهایتا غرض‌ورزی و تبعیض سوق خواهد داد.در خصوص کاربردهای اصل استقلال در شماره های آتی توضیح خواهیم داد.

همگان می دانیم که خدمات بشردوستانه، امدادی و عام المنفعه هلال‌احمر، طبق اصول بنیادین نهضت به کلیه نیازمندان در داخل و خارج از مرزهای کشور، با هر ملیت، نژاد، عقیده مذهبی، هرطبقه یاعقاید سیاسی گسترده می شود تا جایی که حتی دشمنان و مجرمان از دریافت آن محروم نمی شوند، حقیقتی که گاهی اوقات به درستی درک نمی‌شود.

به عنوان مثال برخی حکومت ها و دولتمردان برای سرکوب کردن دشمنان، مجرمان و متجاوزان، آنها را از حداقل حقوق انسانی محروم می کنند.
هلال احمر با اینگونه نگرش ها و اقدامات موافق نیست زیرا اولا هلال احمر در مقام قضاوت انسانها نیست و ثانیا معتقد است گناهکاران و مجرمان از طریق قانون و دادگاه های ذی صلاح در سطوح ملی و یا بین المللی قضاوت شده و طبق عدالت، متناسب با جرم و تجاوزشان مجازات، زندانی و یا تبعید شده اند.

بنابراین تمام انسان‌های خوب یا بد دنیا حق دارند بدلیل کرامت انسانی که خداوند به آنها داده است بدون جهت‌گیری ملی، مذهبی و سیاسی و فارغ ازهرگونه مرزبندی‌های جغرافیایی، ازحمایت های انسانی و حداقل های کمک های بشردوستانه برخوردار باشند، بویژه آنهایی که در مناطق جنگی مجروح و یا اسیر می‌شوند.

ب: عدم تبعیض
بعد ازتجربه غمناک جنگ جهانی دوم، محکوم کردن کلیه اشکال تبعیض مستبدانه‌ با جهت گیری های ملیتی، مذهبی و سیاسی و مبارزه با تبعیض نژادی که فردی را تنها به ‌این دلیل که تعلق به گروه خاصی است نسبت به افراد دیگر برتر می‌دهد، بسیار ضروری به نظر می‌رسید.
از‌این‌رو بیانیه صلیب سرخ و هلال‌احمر هرگونه تبعیض ملیتی، مذهبی، قومی ‌ونژادی ناشی ازدیدگاههای سیاسی را ممنوع اعلام کرد.
عدم تبعیض بین انسان‌ها‌ یکی از اصلی‌ترین اصول صلیب سرخ و هلال‌احمر است که البته این موضوع مهم می‌تواند با هر موضوع دیگری درحوزه های اخلاقی، فرهنگی، اقتصادی، مذهبی، نظامی و… مرتبط شود.
دامنه‌ کارصلیب سرخ و هلال‌احمر نه تنها محصور به محدودیت‌های سیاسی، مذهبی و ملی نیست بلکه به تمام موجوداتی که ما به عنوان نوع بشر می‌شناسیم و بواسطه خلقت یکسان و برابری که آنها با هم دارند، باید بدون هیچ تبعیضی گسترش یابد.

طبق اصل عدم تبعیض هلال احمر موظف است به هرکسی که نیازمند یاری است، هرکسی که باشد، برای التیام آلام او خدمات ‌یکسانی ارائه کند.
اصل عدم تبعیض از سال۱۸۶۴ به بعد در قرارداد ژنو و پس از آن در قانون حقوق بشر به رسمیت شناخته شد.‌این اصل ‌در زمینه اخلاق و اصول پزشکی بویژه در بین ادیان الهی، یک اصل پذیرفته شده جهانی است.

ایده اولیه اصل عدم تبعیض در سال ۱۹۵۵‌ این‌طور تشریح شده است که صلیب سرخ و هلال احمر برای کمک به هر انسانی به طور برابر و بدون هیچ‌گونه تبعیضی آماده است.با ذکر یک مثال واقعی این موضوع را تشریح می کنیم.

در پایان جنگ جهانی دوم،یک ستون از سربازها با پیروزی به شهر کوچک خود وارد شدند. ارشد گروه به مسئول بیمارستان گفت تعدادی از سربازانش مجروح ‌هستند و باید در بیمارستان بستری شوند. خانم مسئول گفت: ظرفیت بیمارستان از مجروحین دشمن تکمیل شده است.

ارشد گفت: پس آنها را بیرون کرده و اتاقی برای سربازان کشورخودمان آماده کنید. زن پاسخ داد: غیرممکن است و سد راه مرد شد. مرد متوجه شد که او حقیقتاً در‌این مورد قاطع است.

مسؤل بیمارستان به ارشد گروه تفهیم کرد که دشمنان مجروح و اسرای دشمن، دیگر دشمن نیستند، پس به گروه خود دستور داد حرکت کنند و مجروحان را به بیمارستان دیگری ببرند.

این اقدام یعنی اصل عدم تبعیض که در‌ این مثال با‌ یک حرکت ساده و همراه با حفظ احترام و کرامت انسانی توضیح داده شد. در مورد این مثال در اصل تناسب بیشتر توضیح خواهیم داد.

امروزه همانطور که لویی پاستور گفته است، ما پزشکان ازهیچ انسان آسیب‌دیده‌ای نمی‌پرسیم که از کدام کشورآمده است‌؟ یا مذهب او چیست؟ بلکه به سادگی می‌گوییم او دردمند است، پس‌ باید یکی از ما (پزشکان) درد و رنج او را تسکین دهد.

حال سئوال اینجاست که آیا توجه کردن به نیاز انسانها درجهت التیام بخشیدن به درد و رنج آنها، نشانه نابرابری و تبعیض است؟
درست است که ترجیح دادن بعضی کسان بر بعض دیگر تبعیض است اما باید بگوییم توجه به نیاز افراد جهت تسکین آلام بشری، به هیچ وجه تبعیض نیست چرا که نیاز انسان‌ها، موجب تفاوت آنها با یکدیگر می شود و اینگونه نابرابری ها ناشی از تفاوت است نه تبعیض.

تحت‌ این عنوان اگر مشکلات ناشی از برابری را بیشتر مورد بررسی قرار دهیم متوجه می شویم که نمی توانیم در تمام زمینه ها برای همه انسان‌ها حقوق برابر قائل باشیم زیرا انسان‌ها در بسیاری از جهات با هم برابر نیستند.
یکی از این موضوعات نیازهای متفاوت انسانها است. بسیارواض

ح و مبرهن است که انسان‌ها از لحاظ خصوصیات فیزیکی، عقلانی و اخلاقی با یکدیگر کاملاً متفاوت هستند. به عنوان مثال برخی قدکوتاه هستند و برخی قدبلند. بعضی چاق و بعضی دیگر لاغر هستند و بعضی باهوش وبعضی ازهوش کمتری ‌برخوردار هستند.

بنابراین نمی توانیم برای رفع نیازهای متفاوت انسانها اعمال و رفتار ‌یکسان داشته باشیم. اصل انسانیت، به معنی رفتار برابر درجهت نیازهای متفاوت همه انسانها نیست زیرا برابری در اعمال و رفتار یکسان فقط زمانی اتفاق می افتد که ‌این رفتارها، با افراد ‌یکسان و در شرایط کاملاً‌ یکسان و با نیازهای یکسان صورت بگیرد. امری که هرگز اتفاق نمی‌افتد.
در حقیقت رفتار ‌ایده‌آل ‌این نیست که با همه افراد دقیقا به‌ یک شکل رفتار کنیم بلکه با حفظ احترام و کرامت انسانها با هر فرد طوری رفتار می کنیم که کاملا متناسب با شان و شخصیت او باشد.
چنین رفتاری وقتی با جوامع کوچکی از انسانها سروکار ‌داریم کار پیچیده‌ای نیست ولی در رفتار با کل جامعه اصلا عملی نیست.
اگر بخواهیم عمق بیشتری از اصل عدم تبعیض و ‌یا اصل برابری حقوق افراد را تبیین کنیم باید به این سئوال هم جواب دهیم، سؤال این است که صلیب سرخ و هلال‌احمر در چه زمینه‌ هایی موظف به مقابله علیه تبعیض است؟

هلال احمر در تمام زمینه‌هایی که می‌تواند آلام بشری را تسکین دهد موظف است با تبعیض مقابله کند، حتی وقتی که از قدرت‌ها درخواست می‌کند تا با تمام قربانیان رفتاری انسانی داشته باشند.
به بیانی دیگر هرکسی که علاقه‌مند است تا در زمینه عدم تبعیض فعالیت کند می تواند با هلال‌احمر همکاری کند. عدم تبعیض شرط لازم است ولی در شرایط استثنایی مثل ترجیح نیازمندترین افراد ممکن است لازم باشد بین افراد تفاوت قائل شویم و باید طبق تشخیصی که می دهیم انتخاب کنیم نیاز چه کسی ضروری تر می باشد.
‌این موضوع برای صلیب سرخ و هلال احمر ‌یک تراژدی تکراری است و درست شبیه این است که وقتی پزشکان، پرستاران و امدادگران به دلیل محدودیت ‌دارویی تنها می‌توانند به تعداد مشخصی از بیماران کمک کنند.

درست مثل این است تخته چوبی‌ دردریا شناور است و اگر غریق‌های بیشتری به آن آویزان شوند همه غرق خواهند شد.
در چنین شرایط بحرانی همه چیز به مهارت های پزشکان و امدادگران بستگی دارد. مشاهده شده که امدادگران و پزشکان مجبور شده اند تنها بیماران، زخمی ها و گرسنگانی را تیمار کنند که شانس بیشتری برای زنده ماندن داشته‌اند.

در تمام ‌این موارد مهارت، آگاهی و تخصص افراد حرف اول و آخر را می زند زیرا تصمیم‌گیری بر عهده آنها است. آنها باید پس از تمرکزعمیق و ارزیابی‌ دقیق از مزایا و معایب تشخیص خود در حداقل زمان ممکن، تصمیم نهایی وحرفه ای بگیرند.
درغیر این‌صورت نه تنها قادربه کاهش درد و رنج مصیبت زدگان نخواهیم بود بلکه افراد بیشتری، جان خود را از دست خواهند داد.بدلیل محدودیت مجله ماه نو اصل تناسب را که اولویت و ترجیح دادن به موارد حیاتی‌تر و ضروری تر می باشد را در شماره آتی تبیین خواهیم کرد.

در پایان امیدوارم اعضای محترم وابسته به هلال‌احمر اعم از امدادگران و داوطلبان بویژه جوانان نیکوکار، با بکارگیری آموزه های مهارتی اصول فوق الذکر، کمک های بشردوستانه بدون غرض و تبعیض، کام شان را بیش ازپیش، شیرین کند. انشاء ا…

نویسنده: نادر گلستانی- نشریه ماه نو