گفت‌و گوی نشریه پیام هلال با زوج امدادگر البرزی که زندگی متفاوتی را در کنار هم می‌گذرانند

امدادگران یک وجه مشترک دارند، آن هم داشتن خانواده‌های صبور است که آنها را در سخت‌ترین لحظات یاری می‌کنند. اما در این میان، زوج‌های امدادگر شرایط متفاوت‌تری را تجربه می‌کنند. امداد وجه اصلی روزگار این افراد شده و رنگ و بوی خاصی به زندگی‌شان بخشیده است.

زهرا هوشمند و امیر لهراسبی، نمونه‌ای از این زوج‌ها هستند. زن و مرد البرزی که در جمعیت با هم آشنا شده‌اند و این روزها با چهره‌ای خندان از ماموریت‌ها وفعالیت‌های خود در جمعیت هلال‌احمر سخن می‌گویند.

چه بهانه‌ای شما را به جمعیت پیوند داد؟

لهراسبی: یک زمانی به‌صورت غیرحرفه‌ای کوهنوردی می‌کردم و روزهای زیادی را در کوه می‌گذراندم. در همین رفت و آمد بود که می‌دیدم کوهنوردان خیلی وقت‌ها دچار حادثه می‌شوند و نیاز به امدادرسانی دارند. نیرویی در من این انگیزه را ایجاد کرد تا در راه امدادرسانی به این افراد و سایر مردم جامعه گامی بردارم. همین عامل باعث شد تا بعد از گذراندن دوره‌های امدادی، همکاری‌ام را با جمعیت هلال‌احمر شهر کرج آغاز کنم.

هوشمند: من بهانه خاصی برای ورود به جمعیت سر راهم قرار نگرفت. از زمان کودکی علاقه شدیدی به مسائل پزشکی داشتم، اما در زمان تحصیل شرایط طوری برایم رقم خورد که نتوانستم در رشته علوم‌تجربی ادامه تحصیل بدهم و به همین خاطر بعد از گرفتن دیپلم توسط یکی از بستگان با جمعیت هلال‌احمر آشنا شدم و توانستم تا حدودی به رویای کودکی‌ام نزدیک شوم.

در حال حاضر در چه حوزه‌هایی با جمعیت همکاری دارید؟

لهراسبی: همانطور که اشاره کردم همکاری من با جمعیت در ابتدا در حوزه امدادونجات شکل گرفت. اما بعد از مدتی در کنار امدادگری، به واسطه مسابقاتی که در حوزه جوانان برگزار می‌شد، همکاری‌ام را با این واحد نیز آغاز کردم و در یک برهه زمانی نیز به عنوان مسئول امورجوانان جمعیت هلال‌احمر شهر کرج به فعالیت پرداختم. اما باید این نکته را متذکر شوم در هر جا و هر زمان یا هر پست و مقامی که باشم، امدادگر می‌مانم و همیشه در خدمت جمعیت خواهم بود.

هوشمند: من نیز دوره‌های امدادی را گذرانده‌ام، اما بیشتر همکاری وفعالیتم در حوزه جوانان بوده است. تاکنون در پست هایی چون دبیر کانون جوانان، مدرس طرح دادرس و مربی پیشاهنگی فعالیت داشته‌ام و بیشتر وقتم را در حوزه جوانان در سطح جمعیت گذرانده‌ام.

در هلال‌احمر زمینه آشنایی و ازدواجتان فراهم شد؟

لهراسبی: بله، زمانی که مسئول امور جوانان جمعیت هلال‌احمر شهرستان کرج بودم، به‌واسطه مسئولیتی که برعهده داشتم، با خانم هوشمند که به عنوان دبیر کانون با واحد جوانان همکاری داشت، آشنا شدم. همین آشنایی بعدها زمینه گسترده‌تری پیدا کرد و سال ۹۰ به ازدواج ختم شد. نکته جالب این است که در زمان عروسی نیز به عنوان عروس وداماد پای صندوق‌های انتخابات مجامع شوراهای هلال‌احمر شهر کرج حاضر شدیم، تا دین خودمان را در هر زمان ومکان به جمعیت ادا کرده باشیم .

همکاری با جمعیت چه تاثیری بر روند زندگی شما داشته است؟

لهراسبی: به طور حتم بی‌تاثیر نبوده است. در واقع همیشه و در هر جایی که اصلا توقع ندارید، ناگهان اتفاقی خاص می‌افتد و گره ای از کار ومشکلات زندگی حل می‌شود. همه این اتفاق‌های ناگهانی به فعالیت‌های صادقانه‌ای بازمی‌گردد که به‌صورت داوطلبانه در جمعیت هلال‌احمر برای امدادرسانی به افراد حادثه‌دیده انجام داده‌ایم. اما در کنار این موضوع، دوربودن از خانه وجمع دوستان هنگام انجام فعالیت‌های امدادی باعث شده است تا در حال حاضر که خدمت مقدس سربازی را می‌گذرانم، احساس دوری ودلتنگی زیادی نداشته باشم و به‌راحتی با شرایط سخت سربازی کنار بیایم.

هوشمند: زمانی که فعالیتم را با واحد جوانان شروع کردم، به‌خاطر فعالیت‌های این واحد در برنامه‌های مختلفی ازجمله اردوها ومسابقات شرکت گسترده داشتم. شاید در وهله اول دوری از خانواده سختی‌هایی را پیش رویم قرار می‌داد، اما از این جهت که در این برنامه‌ها با افراد، آداب و فرهنگ‌های مختلف آشنا می‌شدم، تجربیات زیادی به دست آوردم که در زندگی‌ام بی‌تاثیر نبوده است. البته نکته مثبت دیگری که در زندگی‌ام وجود دارد، این است که بعد از ازدواج به‌واسطه اینکه همسرم هلال‌احمری بود، جدایی و دوری من از جمعیت محال شد.

تلخ‌ترین و قشنگ‌ترین خاطره‌ای که از حضور در عملیات‌های امدادی در ذهن دارید؟

لهراسبی: نجات‌دادن حادثه‌دیده در هر عملیات یا هر موقعیت، شادی‌آور است. جالب است که این نجات نه تنها برای ما شادی‌بخش است، بلکه در ذهن خود فرد حادثه‌دیده وخانواده‌اش، هلال‌احمر همیشه به عنوان پیام‌آور تولدی دوباره نقش می‌بندد. البته از این هم نباید غافل شد که دعای خانواده‌های این افراد، همیشه و در همه حال ما را از خطرات ناگهانی درامان نگه می‌دارد.

در خصوص تلخ‌ترین حادثه باید بگویم که در حوادث وماموریت‌های زیادی حضور داشته‌ام. اما یکی از عملیات‌ها بیشتر در ذهنم ماندگار شده است. این عملیات مربوط به غرق‌شدگی سه دوست بود که درس‌های زیادی از حضور در آن امدادرسانی گرفتم. بعد از اعلام حادثه، ما خیلی زود در محل حضور پیدا کردیم و با تلاش‌هایی که صورت گرفت، توانستیم دو نفر از غریق‌شدگان را از قعر رودخانه پیدا کنیم. اما نفر سوم جوانی بود که خانواده‌اش می‌گفتند خودش نجات غریق است و در واقع امکان غرق‌شدنش را صفر می‌دانستند. اما با پیداشدن جسد این فرد، به این واقعیت پی بردم که در هر جایگاه و با هر تخصصی که باشی، بالاخره امکان اشتباه وجود دارد و مرگ به سراغ انسان می‌آید. اگر افراد به‌صورت حرفه‌ای مهارت‌های لازم را در زمینه امدادرسانی کسب کنند، زمانی که حادثه‌ای اتفاق می‌افتد، می‌توانند برای خانواده و اجتماع فردی مفید وموثر باشند.

هوشمند: خانم‌ها مانند آقایان زیاد در فعالیت‌ها وماموریت‌های امدادی شرکت داده نمی‌شوند. بیشتر فعالیت‌های ما در حوزه امدادونجات به‌صورت مانورها و پست‌های نوروزی است که همیشه سعی می‌کنم در انجام فعالیت‌ها و برنامه‌های  اینچنینی مفید و موثر باشم. هر لحظه از امدادرسانی برای من لذت‌بخش است و در انجام اینگونه فعالیت‌ها تا جایی که بتوانم حضور پیدا می‌کنم.

حرف ناگفته…

لهراسبی: باید سعی کنیم  پا را فراتر از این بگذاریم و به‌جای تحقق شعار «هر خانواده یک امدادگر»، با ارائه مناسب آموزش‌ها و تلاش برای جذب نیروهای امدادی، «هر ایرانی، یک امداد گر» را عملی کنیم. از سوی دیگر وقتی مسئولیتی را قبول کردیم، باید در انجام فعالیت‌های خود نگرانی خانه وخانواده را درگیر کار وانجام فعالیت‌های امدادی نکنیم. چراکه ناخواسته در انجام ماموریت‌ها کوتاهی شده و باعث می‌شود به‌طور دقیق و کامل نتوانیم وظیفه امدادی خود را انجام دهیم .البته برعکس این مسئله هم مهم است، در واقع نباید ناراحتی وفشارهای حین ماموریت‌های امدادی خود را به خانه وخانواده منتقل کنیم .

 هوشمند: توصیه می‌کنم تمامی جوانان، امدادگران و داوطلبان جمعیت هلال‌احمر سعی کنند با بالابردن سطح  اطلاعات امدادی خود، با کمترین مشکل در صحنه حادثه مواجه شوند .

گفتگو از سید یاسر راستگو