جمعیت‌های هلال‌احمری که پیشتاز تاسیس پرورشگاه‌ هستند؛ همه فرزندان هلال

ساخت مراکزی برای نگهداری از کودکان بی‌سرپرست و بد سرپرست از وظایفی بود که از بدو تاسیس، بر عهده جمعیت شیر و خورشید سرخ قرار گرفت. قبل از سال ۱۳۲۰ مراکزی در تهران شیراز، مشهد و اصفهان و آذربایجان شرقی ساخته شد تا کودکانی که خانواده خود را در حوادث از دست داده بودند و یا کودکان رها شده در آن به صورت شبانه روزی نگهداری شوند. طی سال‌های بعد، حدود ۱۵۰ مرکز خیریه و پرورشگاه و شعبه جمعیت در شهرهای مختلف دایر شد.

پیام هلال؛ سال ۱۳۸۳ بود که طبق قانون نگهداری از کودکان بی سرپرست و بد سرپرست به بهزیستی سپرده شد و مسئولیت کودکان به این نهاد محول شد.

کودکان جنگ زده مهمان این خانه شدند

تاریخچه هلال احمر استان فارس با تاسیس پرورشگاهی در شیراز گره خورده است؛ زمانی که دکتر «قربان» تلاش و پیگیری برای تاسیس مرکزی برای نگهداری از کودکان بی‌سرپرست را از سال ۱۳۱۰ آغاز کرد و بالاخره در سال ۱۳۱۴ پرورشگاه شیراز به طور کامل به بهره برداری رسید. ۱۱ سال بعد هم ساختمانی برای نگهداری از کودکان معلول به این مجموعه اضافه شد.

«مریم فروردین» که ۲۰ سال پیش به عنوان مددکار، فعالیت خود را در پرورشگاه شیراز آغاز کرده بود می‌گوید :«شیرخوارگاه و پرورشگاه شیراز زیر نظر هلال احمر فعالیت می‌کرد و از ۵ خوابگاه تشکیل شده بود؛ نوزادان، دختران نوجوان، معلولان ذهنی، معلولان جسمی و بخش ایزوله. در تمام استان فارس تنها همین مرکز شبانه روزی نگهداری از کودکان وجود داشت و ویژه دختران بود. از آغاز راه اندازی این مرکز فرزندان زیادی در بخش‌های مختلف نگهداری می‌شدند. بعد از گذشت چند سال و با بزرگ شدن اولین گروه از نوزادان و فرزندان شیرخوارگاه، تصمیم گرفته بودند تا پسران را به استان اصفهان منتقل کنند. برای همین در زمان آغاز همکاری من با شیرخوارگاه فقط دختران در مرکز نگهداری می‌شدند.»

کودکان بد سرپرستی که در شهر رها شده بودند، کودکان و نوجوانان بد سرپرست استان به این مرکز سپرده می‌شدند. پرورشگاه دستغیب شیراز از ابتدا با این هدف ساخته شده بود تا کودکانی که در حوادث مختلف خانواده خود را از دست می‌دهند بتوانند  در آن زندگی کنند. بعد از وقوع جنگ و مهاجرت خانواده‌های بوشهری و بندرعباسی و اهوازی به شیراز، تعدادی از کودکان جنگ زده بی‌سرپرست هم در این مرکز نگهداری شدند.

فروردین می‌گوید :« قدیمی‌ترین کودکان این مرکز حالا ۵۰ سال دارند. هلال احمر تمام هزینه‌های زندگی، تحصیل، سفر، تفریح و درمان و … این کودکان را تامین می‌کرد. خیرانی هم بودند که گاهی کودکان را به رستوران دعوت می‌کردند و یا هزینه کمی به مرکز کمک می‌کردند. این کودکان بعد از بزرگ شدن هم تحت حمایت ما بودند و از تحصیل در دانشگاه گرفته تا کمک به پیدا کردن شغل و تامین هزینه ازدواج و زندگی مستقل را از مرکز دریافت می‌کردند. خیلی از دختران و پسران مرکز بعدها برای خود خانواده تشکیل دادند و ازدواج کردند. تعدادی از آن‌ها هم در حال حاضر در هلال احمر مشغول فعالیت هستند. بچه‌ها به بعضی از مددکاران «مادر» می‌گفتند. وقتی دختری از مرکز در آستانه ازدواج بود یکی از مددکارها قبول می‌کرد تا این دختر یک ماهی در خانه او زندگی کند و آداب زندگی در خانه و خانواده را به طور کامل به او یاد می‌داد.» چند سالی است که فعالیت‌های شیرخوارگاه و مرکز شبانه روزی دستغیب به طور کامل به بهزیستی سپرده شده است.

مهارت آموزی در پرورشگاه

نگهداری از کودکان بی سرپرست و ایتام در شرح وظایف جمعیت شیر و خورشید سرخ، قصه تاسیس اولین مرکز نگهداری از ایتام در مشهد را هم در اولین سال‌های تاسیس جمعیت آغاز کرد. این مرکز دومین مرکز شیر و خورشید تاسیس شده در کشور بود.

«کاظم غلامی» از مدیران سابق این مرکز می‌گوید :«مشهد شهری زیارتی بود و بسیاری از افرادی که به دلایل اقتصادی و یا طلاق و دلایل دیگر توان نگهداری از کودکان خود را نداشتند، به دلیل اعتقادات مذهبی فرزندان خود را در حرم امام رضا (ع) رها می‌کردند. انگار با این کار می‌خواستند این فرزند را به امام رضا (ع) بسپارند. حتی از شهرهای دیگر هم به مشهد می‌آمدند و فرزند خود را در حرم رها می‌کردند. به همین دلیل شیرخوارگاه مشهد یکی از اولین مراکز هلال احمر در ایران بود که تاسیس شد. از همان ابتدا کودکان بی سرپرست و رها شده در این مرکز نگهداری می‌شدند. به مرور این مرکز به نام خانه کودک شناخته شد. آن زمان شهرداری مشهد شیرخوارگاهی تاسیس کرد که کودکان نوزاد تا ۲ سالگی در آن نگهداری می‌شدند و بعد از ۲ سالگی به جمعیت سپرده می‌شدند. این کودکان تا زمان بزرگ شدن و تشکیل زندگی مستقل در این مرکز می‌ماندند. در کنار تحصیل فرزندان شیرخوارگاه حرفه‌های مختلفی مثل قالی بافی، نجاری و آشپزی  و مهارت‌های لازم برای زندگی را آموزش می‌دیدند.» بعد از انقلاب شیرخوارگاه و مرکز شبانه روزی هلال احمر از مرکز شهر مشهد به شهرکی در حاشیه شهر منتقل شد. تا اینکه این مرکز در سال ۱۳۸۳ منحل شد.

غلامی می‌گوید :«در دهه هشتاد قانون مسئولیت نگهداری از کودکان بی سرپرست و بد سرپرست را به بهزیستی واگذار کرد. بعد از این تاریخ بود که شیرخوارگاه مشهد منحل شد و مسئولیت نگهداری از کودکان به بهزیستی محول شد. شیرخوارگاه و پرورشگاه مشهد به دلیل دوری از جنوب کشور در سال‌های جنگ چندان متاثر از خانواده‌های جنگ زده نبود. اما مردم به دلیل اینکه برای کودکان خود احساس امنیت می‌کردند با سخت شدن شرایط زندگی و ناتوانی از نگهداری از کودکان، از شهرهای مختلف کشور کودکان را به حرم می‌آوردند و آنجا رها می‌کردند.» هلال احمر از بدو تاسیس در شهرهای مختلفی مثل تهران، مشهد، تبریز، اصفهان و شیراز پرورشگاه‌هایی دایر کرده بود تا در آن از کودکان بی سرپرست و بد سرپرست نگهداری کند.

کودک سابق پرورشگاه ‌هلال احمر شیراز ۴۹ سال است دنبال والدینش می‌گردد

پدر، مادر! به خاطر خدا تنهایم نگذارید

«من آن روز جدایی را به یاد ندارم، چون کودکی چهار ماهه بودم. ولی حالا جوانی ۳۵ ساله هستم که با حمایت پروردگار، در عین بی‌نیازی، تنها نیاز خود را رسیدن به آغوش گرم و مهربان شما می‌دانم. بر اساس شواهد در سال ۱۳۴۹ مرا مقابل شیرخوارگاه قدیم شیراز، خیابان لطفعلی خان زند رها کرده‌اند و مشخصات کنونی من در حقیقت نام و نشان قراردادی‌ای است که در شیرخوارگاه تعیین کرده‌اند. پدر و مادر، اگر هنوز خاطره‌ای از جگرگوشه‌تان در یاد شما باقی مانده است، بیش از این مرا در انتظار نگذارید. به خاطر خدا هم که شده مرا از بند تنهایی برهانید.» اسمش «جلال طاووسی خوش» است و یکی از فرزندان شیرخوارگاه آیت الله دستغیب شیراز. ۴۹ سال دارد و بیش از ۲۵ سال از آغاز فعالیتش در هلال احمر استان فارس می‌گذرد. خادم افتخاری حرم شاه چراغ (ع) و امام رضا (ع) است و در تمام این سال‌ها حتی یک روز هم از فکر پیدا کردن پدر و مادر خود فارغ نبوده.

او می‌گوید :«خردسالی و کودکی و نوجوانی و جوانی را در شیرخوارگاه شیراز گذراندم. با وجود همه محبت‌ها و رسیدگی‌هایی که به ما می‌شد خلا حضور پدر و مادر را همیشه در زندگی خودم احساس می‌کردم. برای همین همیشه در پی نام و نشانی از آن‌ها بودم.» حالا که زندگی مستقلی برای خود دست و پا کرده است همچنان به کودکان شیرخوارگاه سر می‌زند و حال و احوالی از آن‌ها جویا می‌شود.

طاووسی‌خوش می‌گوید :«چون خود من زندگی در شیرخوارگاه و دوری از آغوش پدر و مادر را تجربه کرده‌ام، این بچه‌ها را خوب درک می‌کنم. می‌دانم که آن‌ها تشنه محبت هستند. هر هفته به بچه‌های شیرخوارگاه سر می‌زنم و چند ساعتی با آن‌ها وقت می‌گذرانم. من این شیرخوارگاه را خانه خودم می‌دانم و حالا که از آنجا رفته‌ام و زندگی مستقلی تشکیل داده‌ام فکر می‌کنم وظیفه و مسئولیتی در قبال آنجا و بچه‌های آنجا دارم که باید ادا کنم.»

از روزگاری می‌گوید که شیرخوارگاه زیر نظر هلال احمر اداره می‌شد و علاقه و عرق جمعیت را در دل بچه‌های شیرخوارگاه کاشته بود. برای همین هم از نوجوانی در فعالیت‌های هلال احمر حضور دارد :«هرجا حادثه‌ای رخ می‌دهد من هم همراه تیم‌های هلال احمر اعزام می‌شوم و هر کاری از دستم بر بیاید انجام می‌دهم. از سیل و زلزله گرفته تا طرح‌های مختلفی که داوطلبان و امدادگران و جوانان هلال احمر استان فارس برگزار می‌کند. در حوادثی مثل سیل و زلزله و شرایط بحران، بیشتر حواسم به بچه‌ها هست و می‌دانم که چقدر در معرض آسیب هستند. برای همین کودکان آسیب دیده را پیدا می‌کنم و به هلال احمر و مددکاران معرفی می‌کنم.» این روزها که بیشتر از گذشته در جست و جوی پدر و مادر گم کرده‌اش می‌گردد، شعری برای آن ها سروده: در کودکی چون مرغکی بی‌آب و دانه

در اضطراب و دلهره هر سو روانه

گاهی به فکر مادر و گه فکر بابا

با اشک خون پرسم ز خود چون کرد با ما

در کودکی از مرز پیری هم گذشتم

نادیده گل چون شاخه‌ای نازک شکستم

در پرورشگاه هلال احمر شکفتم

از عمق دل شکرانه حق باز گفتم