پا به پای جوانان در میعادگاه عاشقان

جوان هلال احمری که از همدان به عتبات اعزام شده ، از عاشقی هایش در این سفر معنوی در کنار دوستان جوان خود از سراسر کشور، میگوید.

 

 

سازمان جوانان جمعیت هلال احمر، امسال برای اولین بار با اعزام یک تیم به عتبات عالیات متشکل از اعضای منتخب جوانان سراسر کشور، به قافله خدمت رسانی مرکز پزشکی حج و زیارت جمعیت هلال احمر در اربعین پیوست. برای برخی از این جوانان، اولین حضور در کربلای معلی و نجف اشرف با توفیق خدمت رسانی به زائران اربعین همراه شده بود و همین باعث شد، سفری به یادمانی را تجربه کنند. ایرج زیرک زاده یکی از این جوانان است که از سوی معاونت امور جوانان جمعیت هلال احمر استان همدان، راهی میعادگاه عاشقان اباعبدالله (ع) شده است. در همین زمینه با او به گفتگو نشسته ایم:

خودتان را معرفی بفرمایید؟

ایرج زیرک زاده هستم. عضوکانون جوانان جمعیت هلال احمر شهرستان همدان

چطور متوجه شدید که به عنوان یکی از جوانان عضو واحد جوانان جمعیت هلال احمر استان همدان برای خدمتگزاری به زائران اربعین، به عتبات عالیات مشرف خواهید شد؟ چندروز قبل از اعزام از سوی حوزه معاونت جوانان هلال احمر همدان با من تماسی گرفته شد و پرسیدند که آیا گذرنامه دارم یا خیر و گفتند قرار هست بین واجدین شرایط قرعه کشی صورت بگیرد که خدا را شکر در تماس بعدی اطلاع دادند قرعه به نام من افتاده.

سابقه تشرف به عتبات عالیات داشتید؟

نه. نداشتم، اما دو سه ماه قبل که برای گذراندن یک دوره مربیگری در مشهد، میهمان امام رضا(ع) بودیم، از امام رئوف، توفیق زیارت امام حسین(ع) را طلب کردم.

چه احساسی داشتید وقتی به تربت کربلا رسیدید؟

راستش باورم نمیشد. از لحظه فرود در فرودگاه نجف تا خود روز اربعین، هنوز باورم نشده بود که زائر امام حسین(ع) هستم. روز اربعین که قرائت زیارت اربعین را در بین الحرمین داشتیم، حس آرامش عجیبی داشتم و از ته دل گریه کردم.

در کدام منطقه برای خدمت رسانی به زوار، مستقر شدید؟

ابتدا ما را به عمود ۱۰۸۰ بردند اما مدیر درمانگاه آنجا گفت که تعداد نیروها کافی است و بهتر است نیروهای تازه نفس در درمانگاه بزرگتری به کار گرفته شوند. به خاطر همین تصمیم گرفته شد که به درمانگاه هتل ملاک در کربلا برویم. فاصله این عمود تا هتل ملاک حدود ۲۰ کیلومتر بود که توفیق شد این مسافت را پیاده رفتیم و از نزدیک شاهد عاشقی کردن خادمان و زائران در موکب های مختلف برای سالار شهیدان عالم بودیم.

عمده فعالیت شما در این دوره حدوداً دو هفته ای شامل چه خدماتی بود؟

هشت ساعت در روز طبق برنامه سازمان جوانان با تجهیزات لازم در حوالی حرمین شریفین در کربلا مستقر بودیم و خدمات سرپایی مثل پانسمان ، بانداژ یا کنترل فشار خون را انجام میدادیم. اما از روز دوم با توجه به حجم عظیم جمعیت، ترجیح دادیم زمان بیشتری را بصورت داوطلبانه به زائران خدمت کنیم. به همین دلیل طی هماهنگی صورت گرفته با مدیر درمانگاه ملاک، ۸ ساعت نیز بصورت شیفتی در این درمانگاه، هرجا که نیاز بود همکاری کردیم. از خدمات امدادی گرفته تا انتقال بیماران با ویلچر و برانکارد و…

خاطره ای از این سفر معنوی دارید؟

راستش لحظه به لحظه سفر، خاطره بود . اما اگر بخواهم یک نمونه ذکر کنم: یادم است در همانروزی که ۲۰ کیلومتری تا کربلا پیاده روی کردیم، یک خانواده عراقی که دو دختر بچه ۵ تا ۷ ساله داشتند، در کنار جاده با مقداری خرما، نان و دوفلاکس چایی نشسته بودند و از زائران گرسنه میخواستند میهمان آنها شوند. دیدن این صحنه اشک همه بچه های تیم را درآورد. چرا که به چشم خود دیدیم برای نیکوکاری، نیاز نیست حتما صاحب دارایی باشی بلکه فقیرترین فرد هم که باشی، به شرط داشتن دل بزرگ، میتوانی از هرآنچه داری در راه خادمی اباعبدالله (ع) انفاق کنی.

حرف آخر؟

قبل از سفر شنیده بودم که شاید عراقی ها از حضور ایرانی ها در شهرشان راضی نباشند، اما آنجا هر آنچه که بین ایرانی ها و عراقی ها دیدم مودت و برادری بود. اگر بخواهم از کسی تشکری بکنم اول از عراقی ها خواهد بود بخاطر همه ی زحمات و میهمان نوازی هایشان. بعد از آقای عظیمی مدیر درمانگاه ملاک که واقعاً شبانه روزی خدمت کردند و گاهاٌ شاهد بودیم که روی صندلی، از خستگی خوابشان میبرد. همینطور از آقای هاشمی، سرپرست تیم اعزامی سازمان جوانان که برای ما سنگ تمام گذاشتند و هرجا نیاز بود، کمک و همراهی کردند.

امیدوارم چنین سفر عرفانی و دلچسبی نصیب همه آرزومندان شود.

شما هم نظر خود را ارسال کنید