گفت‌وگو با زوج فعال جوان هلال‌احمر استان ایلام که از کار و زندگی می گویند

هلال‌احمر زمینه‌ساز ازدواجشان شده و از این جهت بسیار راضی به ‌نظر می‌رسند. میثم عزیزی و فاطمه آزادزاد از آن دسته زوجهایی هستند که صحبت کردن با آنها، آدم را سر ذوق می آورد.

هر دو از جوانان عضو جمعیت بوده اند، این زوج هلال احمری امسال زندگیشان را آغاز کرده و با ما از تجربیات گذشته و اهدافشان می‌گویند.

از چه سالی و به چه دلیل وارد جمعیت هلال‌احمر شدید؟

عزیزی: سال ۸۴ و با تبلیغاتی که جهت عضوگیری انجام می‌شد در مدرسه عضو شاخه دانش آموزی بودم و از اون دوره بود که فعالیت خود را در جمعیت هلال احمر شهرستان ایلام آغاز کردم وعلاقه‌مند به هلال‌احمر شدم و درسال ۸۶ تا الان عضو فعال شاخه آزاد بوده ام، دانشجو رشته امداد و سوانح، نجاتگر یکم جمعیت هلال احمر استان ایلام، دبیر باشگاه امدادگران ونجاتگران شهرستان ایلام، مدرس آموزش آگاهی از خطرات مین، عضو برگزیده سازمان جوانان در سال ۹۴

آزادزاد: من از سال ۹۳ وارد جمعیت شدم، و از تعاریف پدرم که چندین سال کارمند جمعیت می باشد و در مورد عشق و علاقه به فعالیت های هلال احمر برایم تعریف میکرد من علاقه مند شدم و در همون سال با سازمان جوانان آشنا شدم و بعد از عضو شدن فعالیت ها و دوره های آموزشی رو گذراندم و با فعالیت‌های این نهاد مردمی آشنا شدم البته این خواست خداوند بود که در این مسیر قرار بگیرم.

چه شد که با هم آشنا شدید و تصمیم به ازدواج گرفتید؟

عزیزی: پدر همسرم یکی از پرسنل جمعیت استان هستند، در دوره های امدادی که دانشگاه برگزار میکرد و همسرم در این دوره ها شرکت میکرد و من به عنوان مربی انجام وظیفه کردم، در همین کلاس ها با همسرم آشنا شدم.

آزادزاد: همسرم از دوستان پدرم هستند و دوره هایی که در دانشگاه برگزار شد مربی دوره بود که همونجا شد که با هم آشنا شدیم.
بیشتر با کدام واحد در جمعیت هلال احمر همکاری میکنید؟
عزیزی: همکاری من با جمعیت در واحد جوانان بوده و بعد البته وقتی دوره‌های امدادی را گذراندم، همسو با این آموزش‌ها به سوی واحد امداد وهمکاری با امدادگران کشیده شدم.

آزادزاد: من نیز در ابتدا همکاری‌ام بیشتر با سازمان جوانان بود. ولی بعد از گذراندن دوره‌های امدادی به سوی امدادونجات کشیده شدم. البته من نیز تلاش کردم تا در هر دو واحد فعالیتم ادامه پیدا کند.

به نظر شما زندگی در کنار کسی که همانند شما هلال‌احمری است چه ویژگی‌هایی دارد؟

عزیزی: انشاءالله که زندگی خوبی بشود. هلال‌احمر زندگی من را تغییر داده است. من این مسیر را انتخاب کرده‌ام و هم در هلال‌احمر باشم و هم زندگی خانوادگی‌ام را پیش ببرم. این یک تقدیر بوده که من بتوانم امدادگر شوم و با یک امدادگر ازدواج کنم. امدادگری، اگر چه شغل محسوب نمی شود امام کاری بسیار سخت است. باید گفت بازی با جان خویش هست، دوری از خانواده شرایط سخت و…… . خوشحالم که همسرم من شرایط را میداند ، و حس نوع دوستی و کمک را در وجود خود داراست.
آزادزاد: بنظرم که خیلی خوبه و حتی راحت تر و بهتر می توانیم همدیگر درک کنیم، همیشه حس غرور و افتخار را دارم با اینکه استرس و نگرانی هایی که هم برای پدرم داشتم را الان هم برای همسرم دارمو باز باعث می شود این حس افتخارم کم نشود چون در این راه، جان خیلی از آنها را نجات می دهند و در راه خدا به خلق الله خدمت می کنند.

از خاطرات شیرین و تلختان در جمعیت برایمان تعریف کنید؟

عزیزی: خاطره های بسیاری را دارم چه از نجات جان انسان هایی که دچار حادثه شدند، چه دورهمی های که با دوستان در جمعیت داشتم، اما یکی از بهترین و به یادماندنی ترین خاطرات خوبم چند روز پیش بود که غافیلگیر شدم و در جشن ۷۱ سالروز سازمان جوانان از من و همسرم بعنوان زوج جوان هلال احمری تقدیر کردند.

در زمان حضورم به عنوان امدادگر خاطره تلخ زیادی را چشیده ام، زمان تلخی حادثه زمانیست که فردی در حادثه می میمرد اون لحظه دردناک ترین و تلخ ترین لحظه است.

آزادزاد: به تازگی من و همسرم غافلگیر شدیم و در جشن ۷۱ تاسیس سالروز سازمان جوانان مورد تقدیر قرار گرفتیم که واقعا یک جشن بی نظیر بود.

از خاطرات تلخ باید گفت من در هلال احمر شخصا بطور مستقیم خاطره تلخی ندارم اما همین که اتفاق یا حادثه ای رخ می داد، پدرم به ماموریت می رفت و چند روزی از ما دور بود که من نارحت می شدم. اما افتخار می کنم به همچین پدری که هم پدر بود و هم امدادگر.

برای بهترشدن فعالیت امدادگران و پیشرفت امدادونجات در شهرستانها چه پیشنهادی دارید؟

عزیزی: ما در سازمان امدادونجات مشکلاتی داریم که نمی‌شود نادیده‌شان گرفت، چند سالیست متاسفانه آن شور و اشتیاق جوانی در بین اعضاء امدادگران نیست، این شور با نظر شخص من درست نمی شود چون خودم را هم در افت شور و اشتیاق اولیه نمی بینم. بزرگان جمعیت و مسئولین ارشد می توانند انگیزش و رفاهیت امدادگران را بالا ببرند. همون هم باعث ماندگاری می شود، امدادگر با تعریف و تشویق هم می تواند جذب اعضاء نماید.

آزادزاد: به نظر من باید انگیزه را در امدادگران ایجاد کرد و رفاهیات را بالا برد تا امدادگران بتوانند به فالیت های خود ادامه و همچنین در جذب اعضاء جوانان باید سازماندهی بشه، و با برگزاری برنامه های متنوع سعی در جذب جونان انجام دهند. خلاصه باید همه امدادگران آماده باشند، اطلاعاتشان را به‌روز کنند و دانششان را فقط به یک مدرک خلاصه نکنند.
اگر حرفی مانده که دوست دارید بگویید، بفرمایید.

عزیزی: جمعیت هلال احمر خانواده من بوده و هست، شخصیت شکل گرفته، در ضمنا اگر فردی مفید در نظر دیگران باشم از هلال احمر شکل گرفته. من از کودکی با این سازمان بوده ام.

ازدواج آسان است، خانواده همسرم بدون ایراد گرفتن و انتظار بالا ازدواج را برایم آسان نمودند. اگر چه وضعیت اقتصادی جامعه چند وقتی است بر کل مردم مشقت نهاده است، ولی من از مسئولان خواهشمندایم که بدانند جوانان و علی الخصوص امدادگران تمام جوانی خود را داوطلبانه صرق خدمت می کنند، و ما جوانان که تازه تشکیل زندگی داده ایم خواستار حمایت و کمک از مسئولین هستیم.

آزادزاد: باید سعی کنیم پا را فراتر از این بگذاریم و به‌جای تحقق شعار «هر خانواده یک امدادگر»، با ارائه مناسب آموزش‌ها و تلاش برای جذب نیروهای امدادی، «هر ایرانی، یک امداد گر» را عملی کنیم.

خداروشاکرم که فرزند انسان بزرگ و ارزشمندی همچون پدرم هستم و از زحمات و خوبی هایی که در طول زندگی برایم انجام داده است صمیمانه تشکر میکنم و در بابرش سر به سجده می نهم.

گفتگو از فرشاد توکلی _ رابط خبری جوانان استان ایلام

شما هم نظر خود را ارسال کنید