یادداشت//ده دقیقه به ده

ساعت ها نزدیک به 10 شب بود گویی عقربه ها برای اتفاقی هراسان هستند. اتفاقی تلخ از پس ناملایمتی طبیعت اتفاقی که وسعتش پهنای غم دل های مردمانی است که در استانه ورود به ارامش شب هستند.

شامگاه ۲۱ ابان ماه سال گذشته زلزله ایی غرب کشور را لرزاند و دل سراسر ایران را به درد اورد اری کرمانشاه لرزید. خبرگزاری از وقوع زلزله ایی بزرگ در غرب کشور خبر میدهند، صحبت ها گواه از بعد تلفات و خسارات است قصه ایی آشنا و تلخ به نام زلزله و این بار در استان کرمانشاه به وقوع پیوسته است.

زلزله جزو اتفاقاتی است که قابل پیش بینی نیست و آدم ها هیچ پیشبینی برای روبه رو شدن با آن ندارند. به همین دلیل حتی از جنگ هم خسارت های مالی، جانی و روانی اش بیشتر است. در زمان جنگ آدم ها آمادگی دارند، می دانند هر لحظه ممکن است به آنها حمله شود برای همین مثلا پناهگاه می سازند و زمانی که لازم باشد به آنجا پناه می برند.

وقتی به کرمانشاه وارد شدیم اولین چیزی که دیدیم شوک و بهت مردم بود! آنها با اتفاقی بزرگ روبه رو شده بودند که اصلا فکرش را هم نمی کردند، اولین تصویری که در سرپل ذهاب حواسمان را به خود جلب کرده بود ازدحام، نگرانی و سیل خروشان اتفاق های رنگارنگ تلخ بود؛ نیروهای امدادی و غیر امدادی بسیاری برای امدادرسانی در اولین ساعات حضور پیدا کرده بودند و ما هلال احمری ها هم که برایمان زمان و مکان ها معنایی ندارد و این جان انسان هاست که ما را برمی خیزاند.

همه چیز زیر غم اندوه دل مردم پنهان بود/جزییات حادثه
کانون زمین‌لرزه ۵ کیلومتری شهر ازگله کرمانشاه بود و زلزله نگاری آمریکا کانون این زلزله را ۳۲ کیلومتری حومه شهر عراقی حلبچه اعلام کرد.

بر طبق گفته رئیس مرکز لرزه‌نگاری ایران چندین پیش لرزه قبل از زلزله ۷٫۳ ریشتری حوالی ساعت ۲۱:۴۸ اتفاق افتاده که موجب هشیاری مردم شد که بزرگترین این پیش لرزه‌ها به قدرت ۴/۵ ریشتر ثبت شد تعداد کشته‌ها در ایران به تعداد بالایی بود و همچنین  زخمی ها و مردمانی که خانه و کاشانه ندارند.

عمق زمین لرزه ۱۱ کیلومتر بوده که به علت عمق کم و مدت زیاد در کل منطقه شمال غرب کشور احساس شد. این زلزله در جنوب شرق ترکیه و حتی کویت و شمال عربستان سعودی هم احساس شده‌است. برخی رسانه‌های اسرائیلی خبر از حس شدن این زمین‌لرزه در بخش‌های وسیعی از اسرائیل دادند. تا روز ۱ آذر ماه سال ۱۳۹۶ حدود ۷۰۰ پس‌لرزه استان کرمانشاه را لرزانده‌است.

تیم های عملیاتی وارد کار شدند هر منطقه ایی را به چندین استان سپرده و کار برای عملیات آواربرداری آغاز شد. کار بین هلال احمر، ارتش چه سپاه تقسیم شده بود. مردم همه کمک میکردند.

هرگوشه ایی را که نگاه می کردید بوی انسانیت و بشردوستی را از تلاش مردم برای کمک کردن و برای جمع کردن نیازهای اضطراری مردم احساس می کردید.

برپایی چادرهای اسکان؛ به سرعت خودروهای حامل چادو به مناطق اعزام شدند و برپایی اردوگاه های موقت به دست امدادگران شروع شد… برخی جاها چادرهای پراکنده ایی مشاهده میشد.

کار آوار برداری از اولین لحظات شروع شده بود و رسانه ها لحظه به لحظه پوشش این خبر را مخابره میکردند.

تیم های سحر سازمان جوانان

سازمان جوانان با پرورش اعضایی برای روزهای بحران در چنین روزهایی حضوری موثر را به نمایش نشاند. تیم های سحر از اولین ساعات در مناطق حضور یافته و در بخش های مختلف تقسیم شدند. در یکی از این تیم ها حضور داشتم و روزانه به مناطق مختلف برای انجام اقدامات این طرح اعزام میشدیم.

مردمانی که آسیب دیده اند ولی همچنان استوار همچون بیستون، در مناطق و روستا ها با مردم برای گزارش هم صحبت میشدم از جزییات و اقدامات این روزها صحبت می کردند.

پیرمردی خوش صحبت با ته لهجه کردی من و یکی از دوستان عکاس رو به قسمتی دعوت کرد در نگاه خرابه ایی بود همچن ویرانه های دیگر این حادثه ، به انجا که رسیدیم شروع به صحبت کرد، حدود اواخر شب بود داشتیم اماده میشدیم برای استراحت … گفت اینجا خانه من بود خانه ایی که با هزار انگیزه ساخته بودم الان با خاک برابری دارد با این سخت شروع به تمجید و گاهی نقد اقدامات صورت گرفته در این مدت توسط مردم و سازمان ها صورت میگرفت ، شنیدن رضایت مردمان از خدمات توانی دو چندان به ما داوطلبان می داد.

تولد یکسالگی وسط پارک
در یکی از برنامه های فرهنگی تیم سحر در پارک اصلی شهر سرپل ذهاب حضور پیدا کرده بودیم که متوجه شدیم یکی از کودکان در این هیاهوی غبارالود حادثه تلخ سالروز تولدش هست سریع تیمی از بچه تا محیا برگزاری تولد برای او شدند ، شاید تولد خاصی نباشد اما شیرینی کار را برایمان بیشتر می کرد.

ساعت ۱۰
در یکی از مکان هایی که برای ارزیابی ورود کرده بودیم صحنه ایستادن عقربه ها روی ساعت ده تصوری تلخ از این تصویر درذهنم به یادگار گذاشت دقیقا ده دقیقه به ده این ساعت هم از زمان ایستاده بود.

دانش آموزان مشتاق آموزش برای تقویت توان دانش ایمنی دانش اموزان به مدارسی که فعال شده بودند میرفتیم دانش اموزان اشتیاق خاصی داشتند برای بدست اوردن اطلاعات و دانش ایمنی برای مقابله با حوادث اگر چه اینها قبل اهمیت بیشتری دارد ولیکن به مصداق ماهی را هر زمان از آب بگیری تازه است اموزش آنان را شروع کردند.

تا شقایق هست، زندگی باید کرد
فردا روشن است…قلب زمین می لرزد و در آوار ناگهان زندگی، به آدم ها «دوستت دارم» را تذکر می دهد. دوستت دارم ایران که با کوهی از زخم، همچنان راست قامت و سربلند ایستاده ای. دوستت دارم «کرمانشاه»، که همچنان قلبت می تپد، برای فرهاد، برای شیرین، و برای رستگاری زمین. و فردا روشن است، از دست هایی بپرس که “زندگی” را از زیر آوار مرگ بیرون می کشند. فردا روشن است. از آسمان بپرس که حضور حماسی تو را تکبیر می گوید.

فردا روشن است. از “سهراب” بپرس که در بیستون همت تو ایستاده است و عاشقانه می خواند: “تا شقایق هست، زندگی باید کرد.”

حبیب اله آتشی