یادداشت// هوای سرد کرمانشاه مغلوب حضور گرم جوانان هلال احمر خوزستان

خاطرات از روزهایی که در کنار چهره های غمگین مردم اسلام آباد غرب که متاثر از زلزله بودند زیاد است روزهایی که مملو از ثبت خاطرات تلخ و شیرین در کنار مردم مهمان نواز کرمانشاه که دفتر یادداشت های روزانه ام را پر کرد از لبخندهای شیرین کودکان، نوجوانان و جوانان ساکن این منطقه…

میخواهم هلال احمری بشوم
خردسالی شیرین بیان چند روزی مداوم از ساعات ابتدای صبح تا هر وقت که پدر و مادرش اجازه میدانند کنار ما در اردوگاه با بچهای هم سن و سال بازی میکرد و حسابی خوش میگذراند روز ۶ یا ۷ بود که در اسلام آباد غرب سپری میشد دیدم این دختر باز در اردوگاه در حال دویدن و شیطنت های کودکانه بود مرا که دید میگفت میشود لباست را به من قرض بدی؟

گفتم: این لباس برای هلال احمری هاست شما هر وقت بزرگ شدی میتوانی از این لباس ها داشته باشی. روز آخر هنگام خداحافظی لابه لای جمعیت به سمتم دوید و گفت نامه ای دارم؛ سربرگ نامه نوشته بود ((دوست دارم حلال احمری بشوم))
وقتی از او گفتم چرا هلال احمری؟ گفت شما خیلی مهربانید!
همیشه خوب بمانیم

مهدی مستوی_ رابط خبری جمعیت هلال احمر استان خوزستان/شهرستان بهبهان