یادداشت//حمایت از روح و روان آسیب دیدگان به انسانیت معنا می دهد

مداخله مشاوره در بحران، با هدف کاهش واکنش‌های پس از آسیب در بازماندگان حادثه، یک ضرورت محسوب می‌شود.

تیم سحر یا همان سازماندهی حمایت‌های روانی-اجتماعی پس از بلایا (orginizing psycho-social support in disasters) سازمان جوانان هلال‌احمر در راستای اهداف و وظایف خود در زلزله غرب کشور ارائه خدمات مداخله روانی اجتماعی دارد که تیم استان قم در همین راستا به استان کرمانشاه اعزام شد.

یک حادثه طبیعی در مدت زمان کوتاهی ظاهر می‌شود ولی تاثیری که روی زندگی افراد می‌گذارد، طولانی‌مدت خواهد بود. در پی حوادث طبیعی بیش از آسیب‌های جسمانی و ضررهای مالی و جانی، معضلات و آسیب‌های روانی اجتماعی متوجه جامعه می‌شود؛ چراکه ممکن است تا مدت‌ها اثرات مخرب روانی اجتماعی آن ازجمله استرس پس از حادثه (PTSD) و همچنین اختلالات شبه‌جسمی، خواب، واکنش سوگ و افسردگی به صورت مزمن و پایدار باقی ‌بماند.

در واقع هر حادثه که سبب به‌هم‌خوردن شرایط طبیعی زندگی افراد شود، موجب به‌هم‌خوردن امنیت روانی فرد نیز می‌شود، از این‌رو مداخله مشاوره در بحران، با هدف کاهش واکنش‌های پس از آسیب در بازماندگان یک حادثه به‌عنوان خدمتی از فرآیندهای برنامه‌ریزی‌شده سلامت تعریف شده است و یک ضرورت محسوب می‌شود.

برای مداخله در بحران (حمایت روانی) وارد روستایی شدم که تمام ساختمان ها ویران شده بود، بعد از ارتباط گرفتن با یکی از اهالی روستا دریافتم که خانواده های داغدار آنجا از وضعیت روانی نرمال و مطلوبی برخوردار نیستند؛ از وی خواهش کردم تا خانواده های موصوف را به من نشان دهد، با کمال میل و با راهنمایی کامل مرا همراهی کرد، طی مسیر تمام اهالی که مرا می دیدند تمام قامت و با ادبیات متواضع خوش آمدگویی می کردند و بابت حضور تشکر می کردند و قدردان بودند…

به اولین خانه! نه به اولین کانکس رسیدیم با استقبال گرم و صمیمی دعودت کردند تا مهمان شان شویم، با پدری همکلام شدم که پسر ۶ ساله، دختر ۱۰ ساله و همسر خود را از دست داده بود؛ پسری که تازه به مهد کودک می رفت و روزی که با دستانِ کوچک اش می نوشت “ایران آباد است” و لبخند را بر لبان پدر جاری کرد، نمی دانست شب مهمان قهر طبیعت خواهد شد، دختری که روز را با شیطونی دخترانه سپری کرد و امید زندگی پدرش بود بی خبر بود شب هنگام آسمانی می شود، و همسری که مادری فداکار بود، کودک چند ماهه خود را با عشق مادرانه در آغوش گرفت تا کودک از آسیب مصون باشد و خود فدا شود؛ حال، پدر مانده و تنها یادگار خانه و خانواده، پسر چند ماهه با چهره معصومانه اش!

یادگاری که گاهی پدر خود را از آن پنهان می کند و جرات رویارویی با آن را ندارد که مبادا او را همانند سایر پاره های تنش از دست بدهد…
من نیز همانند پدر بغض کردم او مرا مَحرَم دانست و اشک روی گونه هایش جاری شد، مرد کُرد از یادگار سالم زمان عروسی سخن به میان آورد، دسته گلی که میان کاشانه خرابه اش، سالم مانده بود و خاطرات شیرین را به همراه اه و اشک برایش تداعی می کرد…

شاکر خدایی هستم که به من توان و اجازه ای داد تا حامی روانی مصیبت زدگان باشم، مصیبت زدگانی که روان آنها نیاز به ترمیم دارد. سلامت روان انسان ها رسالت تمام روان شناسان است.

حسین ملکی_روانشناس تیم سحر استان قم