گفت‌وگو با یکی از بازماندگان سانحه تصادف اتوبوس دانش‌آموزان استان هرمزگان، به مناسبت هفتادمین سالگرد تأسیس سازمان جوانان// می‌خواهم عضو هلال‌احمر شوم

از حادثه دلخراش تصادف اتوبوس حامل دختران دانش‌آموز هرمزگانی در جاده «داراب» استان فارس بیش از دو ماه می‌گذرد و هنوز در سوگ از دست‌دادن این دانش‌آموزان عزیز کشورمان هستیم.

 

در این سانحه غم‌انگیز ١٠نفر از دانش‌آموزان از بین ما رفتند و دیگر دانش‌آموزان روزها تحت درمان بودند. در این میان خانم «سارا خادمی» ساکن شهرستان «رودان» بعد از طی دوران درمان خود، به صورت داوطلبانه خواستار عضویت در جمعیت هلال‌احمر شد. به مناسبت هفتادمین سالگرد تأسیس سازمان جوانان با او به گفت‌وگو پرداختیم که در ادامه شرحی از این گفت‌وگو را با هم می‌خوانیم.

از نظر شما علت اصلی این سانحه چه بود؟
به نظر من رعایت‌نکردن بعضی نکات ایمنی در رانندگی باعث بروز این حادثه شد که مهمترین آن نبستن کمربند ایمنی و همچنین رانندگی در شب بود. اگر ما کمربندهای ایمنی را بسته بودیم، بدون ‌شک تا این اندازه آسیب نمی‌دیدیم.

در آن لحظه و بعد از این‌که اتوبوس ایستاد، چه وضعیتی داشتید؟
در آن لحظه من تمام حواسم را از دست داده بودم و کاملا گیج و سردرگم بودم؛ اما بعد از این‌که کمی از ماجرا گذشت، تازه متوجه شدم چه اتفاق وحشتناکی افتاده و چقدر درد دارم. من نمی‌توانستم حرکت کنم؛ چون صندلی روی پایم افتاده بود. من حتی دیدم که دوستم کنار من از دنیا رفته است. خیلی دوست داشتم می‌توانستم کاری برای دوستانم که ناله و گریه می‌کردند، انجام بدهم؛ اما هم خودم گیر کرده بودم و این‌که اگر هم می‌شد کاری در زمینه امداد بلد نبودم که بتوانم انجام دهم؛ فقط دلم می‌سوخت.

از ضرورت یادگیری مهارت‌های امدادی گفتید، به نظرتان چه میزان از این آموزش‌ها ضرورت دارد؟
بله؛ صددرصد. حتما لازم است که همه تا حدودی با این مهارت‌ها آشنایی داشته باشند.

درباره علت این ضرورت برایمان بیشتر توضیح دهید؟
افراد اگر به این مهارت‌ها آشنایی داشته باشند، می‌توانند تا رسیدن نیروهای متخصص امدادی با روش‌های درست‌تر و کم‌خطر‌تری به آسیب‌دیدگان کمک کنند؛ مثلا خود من. از ناحیه لگن آسیب دیده بودم و پشتم زخم شده بود و پر خرده شیشه بود و نمی‌توانستم دراز بکشم؛ اما مردمی که آنجا حضور داشتند تلاش می‌کردند که من دراز بکشم. آنجا خانمی بود که از امداد اطلاعاتی داشت. متوجه شد که من نمی‌توانم دراز بکشم و یک جای مناسبی برای من درست کرد که من کمی راحت‌تر باشم؛ این کار خیلی به من کمک کرد.

به نظر شما خودامدادی چه اندازه اهمیت دارد؟
خیلی اهمیت دارد؛ چون اگر من به‌ عنوان امدادگر بتوانم اول به خودم کمک کنم، می‌توانم به دیگران نیز کمک کنم. یک امدادگر باید اول سلامت و مسلط به خودش باشد تا بتواند برای سلامتی و نجات دیگران تلاش کند.

به نظر شما چه لزومی دارد که دیگران آموزش امدادرسانی را ببینند؟
به نظر من مهربانی شرط اصلی انسانیت است و هم این‌که شما بتوانی به همنوعت کمک کنی؛ البته با جان و دل، فقط باید بخواهی. این‌که یک انسان بتواند در لحظات خاص و شرایط بحرانی به همنوع خودش کمکی برساند هر چند کوچک که او درد کمتری حس کند، کار بزرگی است. حالا فرقی نمی‌کند که این کمک امدادی باشد یا غیرامدادی؛ چون کمک به همنوع و مهرورزی باعث می‌شود که قلب و روح انسان روشن شود و خدا هم خشنود شود. حتی مهربانی‌کردن، مهربانی را بیشتر می‌کند.

در مورد هلال‌احمر و فعالیت‌های سازمان جوانان چقدر اطلاعات دارید؟
من تا حالا در کلاس‌های آموزشی هلال‌احمر شرکت نکردم؛ ولی باخبرم که کلاس‌ها و برنامه‌های مختلف آموزشی و فعالیت‌های متنوعی در این زمینه برگزار می‌شود. ازجمله «دادرس» که ویژه کانون‌های دانش‌آموزی در مدارس است. من خیلی دوست دارم که در مدرسه‌مان کانون دانش‌آموزی تأسیس شود تا من و همشاگردی‌هایم بتوانیم مهارت‌های امدادی و مهرورزی را یاد بگیریم. من حتما بعد از برگشتن به «رودان» از مدیر مدرسه‌مان خواهش می‌کنم که حتما این کار را انجام دهند و برای مدرسه ما هم کانون دانش‌آموزی تأسیس کنند.

گفتگو: نفیسه زاجکانی‌ها – اکرم سلطانی

 

منبع: روزنامه شهروند

شما هم نظر خود را ارسال کنید