یادداشت//دنیاى سیاه و سفید خبرنگاران داوطلب

تا چشم كار مي‌كند آدم‌هايى می‌بينيم كه تمام‌قد در خدمت جامعه و مردم هستند و براى رفع نيازهاى آنها از هيچ تلاشى فروگذار نمي‌كنند، بى‌انصافى است اگر بگوييم همه به فكر زندگى خود هستند و ديگر كسى به فكر همنوع نيست.

راه دور نمی‌رویم؛ اگر بیشتر دقت کنیم می‌بینیم تمام ارگان‌هاى خدمتگزار جامعه اعم از ارگان‌هایى که با مدیریت بحران سر و کار دارند، به عبارتى از راه کمک به مردم نان می‌خورند و کمى بیشتر که جلو برویم همین سازمان‌ها مانند جمعیت هلال‌احمر در سراسر کشور را در کنار پرسنل، داوطلبانى اداره می‌کنند که پر از تجربه هستند و به تنهایى و بدون هیچ منتى، تمام وقتشان را براى خدمت به دیگران می‌گذرانند و از همه مهمتر باید کسانى را داشته باشیم که براى به تصویر کشیدن و همگانى کردن این فعالیت‌ها بکوشند و این کار جز از یک خبرنگار از کسى برنمى‌آید، خبرنگارى که برآمده از دل جمعیت بوده و با تمامى برنامه‌هاى ابلاغى واحدهاى مختلف آشناست.


خبرنگاران داوطلبى که آیینه تمام‌نماى یک سازمان هستند و با تلاش آنها فعالیت اعضاى داوطلب و حتى فعالیت جمعیت هلال‌احمر در عرصه‌هاى مختلف به چشم مى‌آید و اگر پاى ریا حساب نشود، می‌توان درس‌هاى خوبى از این فعالیت‌ها گرفت، درسى سرشار از ایثار و انسان‌دوستى تا دیگران هم با گذر از رسانه‌ها، سایت‌ها و حتى دنیاى مجازى، به این‌گونه فعالیت‌ها راغب شوند و یکدیگر را نیز تشویق کنند و این‌گونه مى‌شود که می‌توانیم دنیایى پر از صلح و دوستى داشته باشیم و به حقیقت، چو عضوى به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار هم رنگ و بوى صداقت به خود مى‌گیرد.


این خبرنگارانند که در غم، شادى و حتى بحران‌هاى بزرگ و کوچک، تنها تلاششان به تصویر کشیدن انسانیت است، انسانیتى که شکر خدا این روزها همه‌گیر شده و کسانى را می‌بینیم که علاوه بر مشغله‌هاى فراوان به فکر خوب کردن حس و حال همنوعان هستند تا نیکوکارى و بخشش فقط مختص قبل از مدارس و قبل از عید نباشد و همه اوقات به فکر یکدیگر باشیم.

از همه زیبایی‌هاى کار خبرنگاران مثل ثبت زیباترین لحظه‌هاى زندگى و خنده‌هاى دلنشین نیازمندان بعد از امدادرسانى که بگذریم، می‌رسیم به وقتى که با چشمان پر از اشک و خون و برخلاف میل باطنى مجبور به ثبت لحظاتى هستند که از دیدنش هم قلبشان به درد مى‌آید چه برسد به گرفتن عکس و بازگو کردنش براى دیگران، همانند حادثه تلخ و اسفبار پلاسکو که تنها کسانى که دیده نشدند، خبرنگاران بودند.


خبرنگارانى که از شدت عظمت حادثه، علاوه بر شوکه شدن، مجبور به ثبت تصاویر لحظه به لحظه حادثه و بازگو کردنش براى مردم چشم‌انتظار بودند، کسانى که با بغض عکس می‌گرفتند و می‌نوشتند و تا جاى خلوتى پیدا می‌کردند سر روى زانو گذاشته و تا می‌توانستند گریه می‌کردند تا شاید از بغضى که رهایشان نمی‌کرده خلاص شوند.

اینجاست که دستمان مى‌آید چرا دنیاى خبرنگاران متفاوت است و رنگ و بوى عشق مى‌دهد، دنیایشان در یک دوربین، دفترچه یادداشت، خودکار، هدفون، رکوردر و … خلاصه مى‌شود و بیشتر وقتشان را به دنبال سوژه‌هاى ناب می‌گردند. ١٧مردادماه سالروز شهادت محمود صارمى، خبرنگار جان بر کف ایرانى که به احترام نام و یادش این روز بزرگ به نام خبرنگاران خدوم و زحمتکش ثبت شد را به تمام خبرنگاران و دوستداران این عرصه، تبریک و تهنیت گفته و برایشان آرزوى سلامتى و موفقیت روزافزون داریم.

سیده پریا میرطالبی

منبع: روزنامه شهروند