دنیایی در انتظارصلح

امروز روز توست...

تویی که تک مصراع غزل بلند مهربانان بی نشان و بی ادعایی…
تویی که به واسطه ی وجودت، همدلانی از ناب ترین جنس انسان، در پرتو اصولی هفتگانه، اما تنها با هدف تکریم و دوست داشتن نوع بشر در سراسر جهان گرد هم آمدند.
از وقتی دوست داشتنت در رگ هایم جریان گرفت جور دیگر زنده ام
انگار! راستش را بخواهی فکر میکنم از وقتی زندگی ام با تو آمیخت، آموختم برای مهربانی با جهان هیچ مرزی نیست… و با گام برداشتن در مسیر تحقق اهداف متعالی و انسانی تو، تا خورشید و نور فاصله ای نیست… طریق عاشقی را می توان به اراده جوانی تا بی کرانه ها پیمود، می توان دوید و جان بخشید، ایستاد و تسکین داد، تعظیم کرد و محترم شمرد، و برای آرامش و صلح در جهان تمام قد پرچم تو را برافراشت…
هلال سرخ من
۱۸ اردیبهشت هر سال شکوفه های سرخ بهار، با لبخندهایی از جنس آرامش، یاد آوری می کنند که، رونق روزگار جوانی می تواند همین دوست داشتن آدم ها باشد، می تواند گرفتن دست های خسته از روزگار و غمگین باشد، می تواند تجلی نور بر تاریکی شب محرومان باشد و یا لبخندی دلنشین بر چهره کودکی معصوم، در دورترین نقطه ی هر سرزمینی …
با مرام جادوانه ی تو که تنها گوشه ای از دلیل آفرینش انسان است، راه های مهربانی کردن بی انتهاست…

عکس نوشت : صبیه خلج. قم