گزارش//امین کوچولو نقل‌ونبات پست های ایمنی و سلامت استان آذربایجان غربی

آذربایجان‌غربی ازنظر منطقه‌ای و مردم‌شناسی یکی از غنی‌ترین استان‌های کشور بوده که اقلیت‌های مذهبی و اقوام مختلف را در کنار هم گردآورده است.

طبیعت کوهستانی و شرایط آب‌وهوای این استان که در فصل بهار نیز جلوه‌ای متفاوت و بهشتی به خود می‌گیرد به همراه آثار باستانی و گردشگری برجسته ملی، همه‌ساله میزبان مسافرین و گردشگران خارجی و داخلی بوده که مهمان‌نوازی و خون گرمی مردمانش تکمیل‌کننده خاطرات خوب سفر می‌شود.

پرچمی سفید با هلالی سرخ در میانش، جدا از تمامی هنجار شکنی‌ها، نژادپرستی‌ها و گرایشات سیاسی، همراهی توأم با دلگرمی و آرامش خاطر برای مسافرین است که در جای‌جای استان به‌صورت پایگاه‌ها و پست‌های نوروزی مستقرشده و بادلی به وسعت بیکران و عظمی منسجم و پشتکاری خستگی‌ناپذیر، می‌کوشد تا سفری عاری از حادثه برای مهمانان و هموطنان آذربایجان غربی رقم بزند.

جمعیت هلال‌احمر، نهادی انسان‌مدار است که پرچم ارزش‌هایی چون امید، صلح و برابری را در آسمان امداد، همدلی و عشق به انسان‌ها برافراشته است و به سبب حضور، همت و سعی فراوان امدادگران ازخودگذشته و جوانان غیور بی‌شک توانسته است به زیبایی نقش بسزایی را در ایجاد و گسترش آیین‌های مهربانی، خیرخواهی و عطوفت در روابط انسانی را ایفا نماید.

به تعبیر مدیرعامل هلال‌احمر آذربایجان غربی، جوانان در جمعیت به مثال مدرسه در جامعه است، آموزش‌ها ارائه گردیده و اخلاق‌مداری و انسان‌دوستی در وجود آدمی نهادینه می‌گردد.

استعدادهای زیادی نیز در این زمینه شکوفا شده و از همین کانون‌های گرم و صمیمی هلال، انسانیت و محبت روییده و به ثمر نشسته است، اینک یک بزرگ‌مردی کوچک، عرصه را مهیا دیده و بذرهای امید و پیشرفت را در خاک جوانان هلال‌احمر کاشته است تا با گذشت زمان باغبانی فراگیرد در این گلستان سرا، برویاند و بهشتی بسازد برای آرزوهایش.

امین کوچولوی حکایت ما شده نقل‌ونبات این روزهای پست ایمنی و سلامت نوروزی، ۱۲ ساله است و برخلاف سنش، معلوماتی غنی دارد.

به شهرستان اشنویه که در جنوب استان آذربایجان غربی قرارگرفته و یکی از شهرستان‌های مرزی این استان است وارد که می‌شوی جوانان پست هلال‌احمر آماده ارائه خدمات و اطلاع‌رسانی به مسافرین و خوشامدگویی به آنان هستند، شهرستانی معروف به باغ‌های گیلاس.

جلوتر که می‌روی نوجوانی ۱۲ ساله با موهای نسبتاً بور و عینکی گرد، ملبس به کاور جوانان، توجهت را جلب می‌کند، به همراه تیمش جلوآمده و به زیبایی سخن می‌گوید از شهر و همشهری‌هایش، به تاریخ اجدادش و تمدن شهرش مسلط بوده و حرف‌های زیادی در چنته دارد.

به گرمی هرچه تمام از دیدار مسافرین خوشحال شده و به آنها خوشامد می‌گوید، این مهمان‌نوازی و خون گرمی رگ و ریشه‌ای دیرین دارد در تاروپود اقوام آذربایجان، از گذشته شهرش می‌گوید، مناطق گردشگری و آداب‌ورسوم دیارش را به شیرینی بیان کرده و ترغیب به اقامت بیشترت می‌کند.

دوست هم‌سن امین هم بالباس اصیل محلی‌اش در این پست حضورداشته و راهنمای تصویری اطلاعات و توضیحات وی می‌شود، سخنانش از مسیرهای پرخطر ورودی و خروجی شهرش گرفته تا طرح‌های نوروزی بهرفت نشان از تسلط و شیوایی بیانش می‌دهد و همچنین توصیه‌های ایمنی سفر را متذکر می‌شود.

هرچه بیشتر گوش می‌دهی به توضیحات امین، شخصیت جالبش بیشتر جذبت می‌کند، مخصوصاً موهای قارچی بورش که زیر نور آفتاب برق میزند و عینکش بافرم دایره‌ای که دارد این توجه را دوچندان می‌کند. از همه این جذابیت‌های کودکانه که به‌سختی بگذری، گوشت تیز می‌شود به سخنان پربارش، چشمانت را که ببندی حس می‌کنی در مقابلت یک جوان ۲۵ ساله ایستاده به‌قدری که مسلط به توضیحاتش است.

سؤالی بی‌جواب برایت نمی‌گذارد از شهر و دیارش، دلیل دیگر این ارتباط قوی که برقرار کرده طرز تکان دادن دستانش در حین حرف زدن است، غوغا می‌کند این زبان بدن، اصلاً یک لحظه هم اجازه استراحت به چشمانت نمی‌دهد.

سوغات آذربایجان غربی بیش از نقل و حلوای واقعی، از زبان شیرین این امین کوچولو برایت به یادگار می‌ماند.

امین از داستان هلالی شدنش می‌گوید:

“در کلاس پنجم دبستان، کتاب اجتماعی را که ورق می‌زدم صفحه‌ای توجهم را جلب کرد، درسی بود بانام همدلی با دیگران، دوست داشتم معلممان هرچه زودتر کتاب را ورق زده و به این درس برسد، چند هفته از این انتظار گذشت تا روز موعود فرارسید.

در این کلاس علاوه بر یادگیری مفهوم همدلی، با وظایف و خدمات جمعیت هلال‌احمر آشنا شدم که علاقه‌ام بیش‌ازپیش افزون شد، فهمیدم که می‌توانم به چیزی که می‌خواهم در این مجموعه برسم.

در پی این کلاس، بازدیدی برای ما تدارک دیدند تا بیشتر با این هلال مهربانی آشنا شده و از نزدیک این همدلی را لمس کنیم.

وارد محیط که شده بودم با دیدن آن لباس‌ها و ماشین‌های امدادی و جو صمیمانه امدادگران احساس آرامش و امنیت می‌کردم، حسی که دوست داشتم ساعت‌ها طول بکشد، مربی هلال‌احمر با اشتیاق خاصی توضیحات خود را درباره نحوه کارشان ارائه کرده و با شکیبایی به تک‌تک سؤالات من و دوستانم جواب می‌داد.

وی در بین توضیحاتش گفت که هرکسی علاقه‌مند است می‌تواند به خانواده بزرگ هلال‌احمر پیوسته و دوره‌های آموزشی را بگذراند، و این فرصتی بود برای من که پیگیر این مهم شوم، پس از بازگشت جریان را با خانواده در میان گذاشته و با مشورت و صلاح‌دید آنان به جمعیت پیوستم.”

امین با قد و قواره کوچکش آرزوی بزرگی دارد:

“همیشه عاشق کمک کردن بودم، دوستانم در مدرسه هر وقت اتفاقی برایشان بیفتد من اول از همه سعی می‌کنم مشکلش را حل کنم. دوست دارم در هلال‌احمر امدادگر ماهری شوم تا بتوانم به نیازمندان و حادثه دیدگان کمک کنم. چشم‌هایم را که می‌بندم خودم را در لباس مقدس قرمز و سفید نجاتگری هلال‌احمر می‌بینم و آرزو دارم به آن لحظه برسم”

جمعیت هلال‌احمر آذربایجان غربی نیز می‌کوشد تا عرصه پیشرفت را برای نوجوانان و جوانان مستعد گسترش داده و در جهت اهداف و آرمان‌هایش قدم بردارد.

امین خراسانی کیا